خلاصه داستان: یک اکشن حماسی کلاسیک دههی ۹۰ (شناختهشده با نام Ronin Warriors) که ترکیبی از سامورایی، اسطوره و زرههای ماوراییه.
داستان دربارهی جنگجویانیه که با زرههای افسانهای، مقابل نیروی شر میایستن.
نکات شاخص:
زرههای نمادین با تم فضیلتها
روایت ساده اما اسطورهای
حس نوستالژی قوی
انتخابی کلاسیک برای دوستداران انیمههای حماسی قدیمی.
خلاصه داستان: ماکیو کودای، رمان نویس سی و پنج ساله، هرگز با خواهر بزرگترش مینوری، که همیشه او را به خاطر متفاوت بودن سرزنش می کرد، رابطه خوبی نداشت. به همین دلیل، ماکیو با شنیدن خبر مرگ مینوری و شوهرش در یک تصادف اتومبیل، غمگین نمی شود. اما وقتی از ماکیو خواسته می شود اجساد آنها را شناسایی کند، با خواهرزاده 15 ساله خود، آسا تاکومی، که سال هاست او را ندیده، برخورد می کند.
ماکیو که برای پردازش مرگ والدینش تلاش می کند، به آسا اطمینان می دهد که احساسات پیچیده او معتبر هستند و به نوجوان پیشنهاد می کند که شروع به نوشتن در یک دفترچه خاطرات به عنوان راهی برای مقابله با فقدان کند. ماکیو با اطلاع از اینکه هیچ اقوام دیگری نمیخواهند آسا را قبول کنند، تصمیم میگیرد با وجود نداشتن تجربه، قیم او شود. در دنیای پر از عدم اطمینان، رمان نویس و نوجوان باید یاد بگیرند که با یکدیگر زندگی کنند و در عین حال خود را کشف کنند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: فصل پنجم The Daily Life of the Immortal King ادامهی زندگی بهظاهر عادی اما در باطن absurd و بیشازحد قدرتمند «وانگ لینگ» رو نشون میده؛ پسری که با قدرتی غیرقابل تصور، فقط دنبال یه زندگی آروم و بیدردسره، اما دنیا عملاً اجازهی این کار رو بهش نمیده.
در این فصل، داستان وارد مرحلهای میشه که تهدیدها و موقعیتها دیگه صرفاً شوخیهای ساده یا اتفاقات مدرسهای نیستن. وانگ لینگ همچنان سعی میکنه قدرتش رو مهار کنه و از جلب توجه فرار کنه، اما مسائل جدید، روابط پیچیدهتر و چالشهایی با مقیاس بزرگتر سر راهش قرار میگیرن. در کنار اینها، تمرکز بیشتری روی دنیاسازی، گذشتهی شخصیتها و پیامدهای قدرت مطلق دیده میشه.
فضای کلی فصل پنجم ترکیبی از طنز خاص سری، اکشن فانتزی و لحظههای جدیتره؛ جایی که مخاطب کمکم حس میکنه داستان از یک کمدی خالص فراتر میره و به سمت روایت پختهتر و عمیقتری حرکت میکنه، بدون اینکه هویت بامزه و اغراقآمیز خودش رو از دست بده.
برای طرفدارهای قدیمی، این فصل یه قدم رو به جلوئه؛ هم از نظر داستان، هم از نظر بلوغ فضای روایت.
خلاصه داستان: "E-Pulse" که توسط افکار و احساسات انسان ایجاد می شود ، به عنوان منبع انرژی برای دستگاه پشتیبانی AI "Sapotama" استفاده شد. از سایه این پیشرفت چشمگیر ، هیولاهای وحشتناک ظاهر می شوند. Digimon موجودات زنده ای هستند که با مصرف پالس الکترونیکی تکامل می یابند.
Tomoro Tenma پس از ملاقات با Gekkomon ، که ناگهان از Sapotama خود ظاهر می شود ، به یک تجربه خارق العاده تبدیل می شود. Tomoro در حالی که در کنار کیو ساویجیرو و سایر اعضای تیم شکار فضل "طلوع طلایی" زندگی می کند ، عزم خود را تجدید می کند. چه آینده جدیدی توسط انسان و دیجیمون جعل خواهد شد؟
(منبع: سایت رسمی)
خلاصه داستان: Toujima Tanzaburou تمام زندگی خود را صرف تعقیب یک رویا کرده است: برای تبدیل شدن به کامن سوار. اکنون ، در 40 سالگی ، واقعیت تقریباً او را به خود جلب کرده است ، و او در آستانه رها کردن خیال کودکی خود است.
یعنی تا زمانی که او در یک موج جنایتی به رهبری باند "شوکه کننده جعلی" گرفتار نشود-رویای طولانی مدت خود را به چیزی بسیار خطرناک تر سوق داد.
آنچه به عنوان سفر یک قهرمان وانمود شروع می شود به سرعت چیزی واقعی می شود. Fantasy نهایی Kamen Rider در حال شروع است!
(منبع: اخبار مال)
خلاصه داستان: بیایید راه برویم و صحبت کنیم. آیا می توانید بلند شوید؟
دروغ گونوسیا دروغ می گوید. آنها با وانمود به انسان بودن ، آنها نزدیک می شوند ، فریب و فریب می دهند و سپس هر شخص را در مجاورت جهان ، یک قربانی در هر زمان ریشه کن می کنند.
خدمه یک سفینه فضایی در حال حرکت ، در برابر یک تهدید مرموز و کشنده که به عنوان "گنوسیا" شناخته می شود و هیچ تصوری از این که در بین آنها واقعاً دشمن است ، روبرو نیست ، طرحی ناامید کننده برای بقا ایجاد می کند. مشکوک ترین آنها در بین آنها یک به یک در "خواب سرد" قرار می گیرد ، در تلاش برای خلاص شدن کامل کشتی گنوسیا.
با این حال ، تقریباً غیرممکن است که بگوییم آیا هر شخص در خواب سرد است ، واقعاً گنوسی بود - یا فقط یک قلاب فقیر و ناگوار ، که توسط Gnosia برای بقای خود قربانی شده است. آیا انسانها می توانند پیروز شوند؟ یا بشر محکوم است ...؟
(منبع: بازیگری)
خلاصه داستان: سرنوشت/عجیب جعلی حول یک کپی ناقص از یک جنگ جام بر اساس سومین جنگ جام مقدس در فویوکی متمرکز است. پس از پایان سومین جنگ جام، یک سازمان مستقر در ایالات متحده با جادوگران متمایز از انجمن Mage مستقر در لندن، از داده های جنگ جام فویوکی برای برنامه ریزی مراسم خود استفاده کرد. هفتاد سال بعد، آنها از شهر اسنوفیلد به عنوان سرزمین مقدس برای جنگ جام خود استفاده کردند. با این حال، آنها قادر به تکرار موفقیت آمیز همه جنبه های آیین نبودند، و در نتیجه تنها به عنوان یک تقلیدی عمل کرد که کلاس صابر را از دست داده و به دلیل مبهم بودن تعریف "قهرمان" اجازه احضار خدمتکاران عجیب و غریب را داد.
رونگال و شاگردش، فالدئوس، توسط انجمن Mage فرستاده شده اند تا در مورد شهر و وضعیت جنگ تحقیق کنند. فالدئوس، جاسوس سازمان ایالات متحده، با وجود اینکه میدانست رونگال یک عروسک خیمه شب بازی است، به محض ورود رونگال را اسنایپ کرد. او اعلام میکند که جنگ جام مقدس آنها در حال توسعه بوده و واقعی است، و باعث غوغایی در برج ساعت شده است، و او میخواهد این پروژه را برای انجمن "تبلیغ کند".
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: دو سال و نیم از حادثه جولای گمشده می گذرد، فاجعه ای که کل شهر را به ویرانه تبدیل کرد و موجی از شوک را در سراسر جهان وارد کرد.
در سیاره بیابانی سرزمین No Man's، وش ولگرد، تفنگچی که سوگند خورده هرگز جانی را نگیرد، با برادرش، میلیون ها چاقو، که به دنبال نابودی کامل بشریت است، با آخرین رویارویی خود روبرو می شود. با برخورد سرنوشت آنها، نبردی که آینده بشر و سیاره را تعیین می کند آغاز می شود.
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: Hitori no Shita: The Outcast یه دونگهوا/انیمهی اکشن–فانتزی با ریشههای عمیق در اسطورهشناسی و فلسفهی شرقیه که با فضای مرموز و روایت چندلایهاش شناخته میشه. داستان از زندگی ظاهراً عادی یه دانشجو شروع میشه؛ کسی که ناگهان با دنیایی مخفی از استادان رزمی، فنون باستانی و قدرتهایی فراتر از عقل روزمره روبهرو میشه.
با ورود شخصیت اصلی به این دنیای پنهان، کمکم رازهایی دربارهی گذشتهی خودش و جایگاهش در این سیستم ناشناخته آشکار میشه، بدون اینکه روایت مستقیم وارد افشای بزرگ بشه. هویت، سرنوشت و مفهوم «خارجی بودن» از جامعه، تمهای مرکزی داستان هستن و مبارزات بیشتر از اینکه صرفاً نمایشی باشن، بار معنایی و فلسفی دارن.
فضای کلی اثر ترکیبی از اکشن مدرن، اساطیر چینی و روابط پیچیده بین شخصیتهاست. Hitori no Shita انتخاب مناسبیه برای کسایی که از داستانهای رازآلود، مبارزات مبتنی بر هنرهای رزمی و دنیاهایی لذت میبرن که حقیقتشون بهآرومی و با صبر آشکار میشه
خلاصه داستان: در اعماق جنگل سیاه پر از قارچ های سمی، جادوگری به نام لونا به تنهایی زندگی می کند. با پوستی که در لمس سمی است و نفسی که اگر به اندازه کافی نزدیک شود می کشد، مجبور می شود از تمدن مجاور منزوی بماند. حتی با این شرایط، لونا همچنان برای تحویل دارو و خرید کتابهای جدید برای خواندن، از یک شهر مجاور بازدید میکند.
علیرغم اینکه لونا هرگز به هیچ یک از ساکنان شهر آسیبی نزده است، بسیاری از معاشرت با او می ترسند، زیرا او یک جادوگر سیاه در پادشاهی است که توسط جادوگران سفید اداره می شود. لونا که فقط می تواند از راه دور تماشا کند در حالی که مردم داروهای او را دریافت می کنند و آزادانه با یکدیگر صحبت می کنند، به سمت زندگی آنها کشیده می شود، حتی اگر گاهی اوقات به معنای به خطر انداختن خود باشد.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]