خلاصه داستان: یوکی در یک سانحه رانندگی درگذشت و در دنیایی خیالی دوباره متولد شد! با این حال، به جای اینکه قهرمان افسانه ها باشد، در نهایت به یک دیو غلبه یافته تناسخ یافت. او که تمایلی به تبدیل شدن به ارباب شیطان ندارد، در قلعه شیطان لرد به عنوان یک نگهبان تصادفی درجه پایین می نشیند. یک روز، حزب قهرمان به حمله میآید و به یک هوی و هوس کل حزب قهرمان را ناک اوت میکند. با شفا دادن مهمانی Hero و سپس آماده شدن برای فرستادن آنها به شهر، او متوجه کشیش زن می شود و در نگاه اول عاشق می شود!
(منبع: MU)
خلاصه داستان: گروهی از زندانیان و نگهبانان آنها برای بررسی یک جزیره مرموز فرستاده می شوند. آنها در آنجا سرگردان می شوند و برای زنده ماندن در مقابل ساکنان مرموز و هیولا مانند جزیره باید با یکدیگر همکاری کنند...
خلاصه داستان: فصل پنجم The Daily Life of the Immortal King ادامهی زندگی بهظاهر عادی اما در باطن absurd و بیشازحد قدرتمند «وانگ لینگ» رو نشون میده؛ پسری که با قدرتی غیرقابل تصور، فقط دنبال یه زندگی آروم و بیدردسره، اما دنیا عملاً اجازهی این کار رو بهش نمیده.
در این فصل، داستان وارد مرحلهای میشه که تهدیدها و موقعیتها دیگه صرفاً شوخیهای ساده یا اتفاقات مدرسهای نیستن. وانگ لینگ همچنان سعی میکنه قدرتش رو مهار کنه و از جلب توجه فرار کنه، اما مسائل جدید، روابط پیچیدهتر و چالشهایی با مقیاس بزرگتر سر راهش قرار میگیرن. در کنار اینها، تمرکز بیشتری روی دنیاسازی، گذشتهی شخصیتها و پیامدهای قدرت مطلق دیده میشه.
فضای کلی فصل پنجم ترکیبی از طنز خاص سری، اکشن فانتزی و لحظههای جدیتره؛ جایی که مخاطب کمکم حس میکنه داستان از یک کمدی خالص فراتر میره و به سمت روایت پختهتر و عمیقتری حرکت میکنه، بدون اینکه هویت بامزه و اغراقآمیز خودش رو از دست بده.
برای طرفدارهای قدیمی، این فصل یه قدم رو به جلوئه؛ هم از نظر داستان، هم از نظر بلوغ فضای روایت.
خلاصه داستان: "E-Pulse" که توسط افکار و احساسات انسان ایجاد می شود ، به عنوان منبع انرژی برای دستگاه پشتیبانی AI "Sapotama" استفاده شد. از سایه این پیشرفت چشمگیر ، هیولاهای وحشتناک ظاهر می شوند. Digimon موجودات زنده ای هستند که با مصرف پالس الکترونیکی تکامل می یابند.
Tomoro Tenma پس از ملاقات با Gekkomon ، که ناگهان از Sapotama خود ظاهر می شود ، به یک تجربه خارق العاده تبدیل می شود. Tomoro در حالی که در کنار کیو ساویجیرو و سایر اعضای تیم شکار فضل "طلوع طلایی" زندگی می کند ، عزم خود را تجدید می کند. چه آینده جدیدی توسط انسان و دیجیمون جعل خواهد شد؟
(منبع: سایت رسمی)
خلاصه داستان: سرنوشت/عجیب جعلی حول یک کپی ناقص از یک جنگ جام بر اساس سومین جنگ جام مقدس در فویوکی متمرکز است. پس از پایان سومین جنگ جام، یک سازمان مستقر در ایالات متحده با جادوگران متمایز از انجمن Mage مستقر در لندن، از داده های جنگ جام فویوکی برای برنامه ریزی مراسم خود استفاده کرد. هفتاد سال بعد، آنها از شهر اسنوفیلد به عنوان سرزمین مقدس برای جنگ جام خود استفاده کردند. با این حال، آنها قادر به تکرار موفقیت آمیز همه جنبه های آیین نبودند، و در نتیجه تنها به عنوان یک تقلیدی عمل کرد که کلاس صابر را از دست داده و به دلیل مبهم بودن تعریف "قهرمان" اجازه احضار خدمتکاران عجیب و غریب را داد.
رونگال و شاگردش، فالدئوس، توسط انجمن Mage فرستاده شده اند تا در مورد شهر و وضعیت جنگ تحقیق کنند. فالدئوس، جاسوس سازمان ایالات متحده، با وجود اینکه میدانست رونگال یک عروسک خیمه شب بازی است، به محض ورود رونگال را اسنایپ کرد. او اعلام میکند که جنگ جام مقدس آنها در حال توسعه بوده و واقعی است، و باعث غوغایی در برج ساعت شده است، و او میخواهد این پروژه را برای انجمن "تبلیغ کند".
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: دو سال و نیم از حادثه جولای گمشده می گذرد، فاجعه ای که کل شهر را به ویرانه تبدیل کرد و موجی از شوک را در سراسر جهان وارد کرد.
در سیاره بیابانی سرزمین No Man's، وش ولگرد، تفنگچی که سوگند خورده هرگز جانی را نگیرد، با برادرش، میلیون ها چاقو، که به دنبال نابودی کامل بشریت است، با آخرین رویارویی خود روبرو می شود. با برخورد سرنوشت آنها، نبردی که آینده بشر و سیاره را تعیین می کند آغاز می شود.
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: Hitori no Shita: The Outcast یه دونگهوا/انیمهی اکشن–فانتزی با ریشههای عمیق در اسطورهشناسی و فلسفهی شرقیه که با فضای مرموز و روایت چندلایهاش شناخته میشه. داستان از زندگی ظاهراً عادی یه دانشجو شروع میشه؛ کسی که ناگهان با دنیایی مخفی از استادان رزمی، فنون باستانی و قدرتهایی فراتر از عقل روزمره روبهرو میشه.
با ورود شخصیت اصلی به این دنیای پنهان، کمکم رازهایی دربارهی گذشتهی خودش و جایگاهش در این سیستم ناشناخته آشکار میشه، بدون اینکه روایت مستقیم وارد افشای بزرگ بشه. هویت، سرنوشت و مفهوم «خارجی بودن» از جامعه، تمهای مرکزی داستان هستن و مبارزات بیشتر از اینکه صرفاً نمایشی باشن، بار معنایی و فلسفی دارن.
فضای کلی اثر ترکیبی از اکشن مدرن، اساطیر چینی و روابط پیچیده بین شخصیتهاست. Hitori no Shita انتخاب مناسبیه برای کسایی که از داستانهای رازآلود، مبارزات مبتنی بر هنرهای رزمی و دنیاهایی لذت میبرن که حقیقتشون بهآرومی و با صبر آشکار میشه
خلاصه داستان: "قهرمان" بدترین مجازات دنیاست. کسانی که به جنایات فجیع محکوم می شوند به "قهرمان" شدن محکوم می شوند و مجبور می شوند در جنگ علیه اربابان شیطان به خدمت سربازی اجباری بپردازند. این محکومان حتی اجازه ندارند بمیرند – اگر کشته شوند، روزی دیگر زنده خواهند شد تا بجنگند.
قهرمان Xylo Forbartz، رئیس سابق Order of the Holy Knights، رهبری یک واحد کیفری از افراد افسرده را بر عهده دارد که در خط مقدم می جنگند. در این بدترین شرایط است که او با Teoritta، یکی از قوی ترین سلاح های جهان آشنا می شود. "وقتی آخرین دشمن شکست خورد، باید مرا ستایش کنی و بر سرم بزنی." او برای زنده ماندن و انتقام گرفتن از کسانی که به او ظلم کردند، با الهه پیمان می بندد و با سر به گرداب جنگ و دسیسه می رود.
(منبع: سایت رسمی، ویرایش شده)
خلاصه داستان: "یا دولا، امروز آخرین روز شما در مهمانی خواهد بود."
اورن که زمانی یک شمشیرزن ماهر بود، با نقش افسونگر سازگار شده بود تا شکاف مهمی در حزب قهرمان پر کند. با این حال، یک روز، رهبر حزب به طور ناگهانی او را برکنار می کند و ادعا می کند که مهارت هایش کم است. اورن که توسط رفقای سابقش به عنوان "ضعیف" و "جک همه حرفه ها، استاد هیچکدام" نامگذاری شده بود، بدون هیچ فکری بیرون رانده می شود.
او که مصمم است از نو شروع کند، به ماجراجویی باز می گردد – این بار به عنوان یک شمشیرزن، نقشی که در ابتدا در آن عالی بود. اما زمان او به عنوان یک افسونگر به دور از تلف شدن بود. تجربه، دانش و طلسمهای اصلی بیشماری که او در حزب قهرمان ایجاد کرد، او را به یک جنگجو تبدیل کرده است که شبیه هیچکس دیگری نیست. اکنون، اورن با مجموعهای از مهارتهای غیر متعارف، آماده است تا مسیر خود را بپیماید، مسیری که قدرت واقعی خود را به دنیا ثابت کند.
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: در هوکایدو، منطقه ای در شمال ژاپن “سوگیموتو” از جنگ روسیه و ژاپن در مِجی جان سالم بدر می برد. او در طول جنگ سوگیموتوی فناناپذیر نامیده می شد و بدنبال این است تا همسرش را که در دوران جنگ ربوده شده بیابد …