خلاصه داستان: ماکیو کودای، رمان نویس سی و پنج ساله، هرگز با خواهر بزرگترش مینوری، که همیشه او را به خاطر متفاوت بودن سرزنش می کرد، رابطه خوبی نداشت. به همین دلیل، ماکیو با شنیدن خبر مرگ مینوری و شوهرش در یک تصادف اتومبیل، غمگین نمی شود. اما وقتی از ماکیو خواسته می شود اجساد آنها را شناسایی کند، با خواهرزاده 15 ساله خود، آسا تاکومی، که سال هاست او را ندیده، برخورد می کند.
ماکیو که برای پردازش مرگ والدینش تلاش می کند، به آسا اطمینان می دهد که احساسات پیچیده او معتبر هستند و به نوجوان پیشنهاد می کند که شروع به نوشتن در یک دفترچه خاطرات به عنوان راهی برای مقابله با فقدان کند. ماکیو با اطلاع از اینکه هیچ اقوام دیگری نمیخواهند آسا را قبول کنند، تصمیم میگیرد با وجود نداشتن تجربه، قیم او شود. در دنیای پر از عدم اطمینان، رمان نویس و نوجوان باید یاد بگیرند که با یکدیگر زندگی کنند و در عین حال خود را کشف کنند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: من ری هیتوما هستم، به لطف برخی آسیبهای گذشته، یک انساندوست خودخوانده. درست زمانی که فکر می کردم شغل معلمی جدید من در کوهستان محیطی خنک و شاداب را فراهم می کند، معلوم شد که این مدرسه در واقع برای انسان های دمی است که می خواهند به انسان های تمام عیار تبدیل شوند! یک پری دریایی، یک گرگینه، یک خرگوش و یک پرنده وجود دارد ... همه آنها اکنون اتهامات من هستند. این وظیفه من است که در مورد نوع بشر به آنها آموزش دهم - و شاید در این فرآیند، خودم چند چیز را یاد بگیرم. این یک دنیای جایگزین یا موردی از تناسخ نیست. این فقط داستان یک معلم در یک مدرسه تا حدی عجیب و غریب است، و دانش آموزانش که در تلاش برای تبدیل شدن به انسان هستند.
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: بیایید راه برویم و صحبت کنیم. آیا می توانید بلند شوید؟
دروغ گونوسیا دروغ می گوید. آنها با وانمود به انسان بودن ، آنها نزدیک می شوند ، فریب و فریب می دهند و سپس هر شخص را در مجاورت جهان ، یک قربانی در هر زمان ریشه کن می کنند.
خدمه یک سفینه فضایی در حال حرکت ، در برابر یک تهدید مرموز و کشنده که به عنوان "گنوسیا" شناخته می شود و هیچ تصوری از این که در بین آنها واقعاً دشمن است ، روبرو نیست ، طرحی ناامید کننده برای بقا ایجاد می کند. مشکوک ترین آنها در بین آنها یک به یک در "خواب سرد" قرار می گیرد ، در تلاش برای خلاص شدن کامل کشتی گنوسیا.
با این حال ، تقریباً غیرممکن است که بگوییم آیا هر شخص در خواب سرد است ، واقعاً گنوسی بود - یا فقط یک قلاب فقیر و ناگوار ، که توسط Gnosia برای بقای خود قربانی شده است. آیا انسانها می توانند پیروز شوند؟ یا بشر محکوم است ...؟
(منبع: بازیگری)
خلاصه داستان: در اعماق جنگل سیاه پر از قارچ های سمی، جادوگری به نام لونا به تنهایی زندگی می کند. با پوستی که در لمس سمی است و نفسی که اگر به اندازه کافی نزدیک شود می کشد، مجبور می شود از تمدن مجاور منزوی بماند. حتی با این شرایط، لونا همچنان برای تحویل دارو و خرید کتابهای جدید برای خواندن، از یک شهر مجاور بازدید میکند.
علیرغم اینکه لونا هرگز به هیچ یک از ساکنان شهر آسیبی نزده است، بسیاری از معاشرت با او می ترسند، زیرا او یک جادوگر سیاه در پادشاهی است که توسط جادوگران سفید اداره می شود. لونا که فقط می تواند از راه دور تماشا کند در حالی که مردم داروهای او را دریافت می کنند و آزادانه با یکدیگر صحبت می کنند، به سمت زندگی آنها کشیده می شود، حتی اگر گاهی اوقات به معنای به خطر انداختن خود باشد.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: تولد 17 سالگی میزوها در چاله است. پدر و مادرش کاملا فراموش کردند و سنپایی که او دوست دارد به او علاقه ای ندارد. اما وقتی دوست دیرینه دوران کودکی اش از او درخواست می کند، میزوها باید بفهمد که این تغییر در رابطه چه معنایی می تواند داشته باشد...
خلاصه داستان: یوکی از خواب بیدار می شود و خود را در خانه ای ناآشنا می بیند که یونیفرم خدمتکار پوشیده و روی تخت مجلل دراز کشیده است. به زودی، او پنج دختر دیگر را پیدا می کند که همگی شبیه او لباس می پوشند. این خانه ارواح است و تنها راهی که آنها میتوانند زنده بمانند این است که از تلههایی که در کمین هستند عبور کنند - بازیهای مرگبار پر از تفنگ، ارههای وزوز، اتاقهای قفلشده و سلاح. این یک وضعیت ناامیدکننده و وحشتناک برای همه آنجاست...خب، همه به جز یوکی. از این گذشته ، این حرفه او در هفده سالگی است. به نظر شما عجیب است؟ او موافقت خواهد کرد. اما برخی از مردم اینگونه هستند—آنها زندگی خود را از بازی مرگ کسب می کنند.
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: با قهرمانی دوستداشتنی و هنری دلپذیر، این داستان بریدهای از زندگی در کنار دریا، آرامش را در هرج و مرج دنیای مدرن ارائه میدهد. به مدت دو سال، Wakana Kinme یک سرویس خشکشویی در شهر تفریحی ساحلی آتامی راهاندازی میکند، جایی که او زندگی رضایت بخشی را ایجاد کرده است و با مردم محلی دوست میشود و از چشمههای آب گرم بازدید میکند. اگرچه واکانا هیچ اطلاعی از گذشته خود ندارد، خدمات نظافتی او از خاطرات آغشته به اقلام گرانبهای مشتریان محافظت می کند.
(منبع: Square Enix)
خلاصه داستان: "من برای خوردن شما آمده ام" ، بنابراین به آرامی در حالی که او از دریا بیرون می آید ، شیوری پری دریایی را بیان می کند و دختر دبیرستانی Hinako را با دست می گیرد. Hinako به تنهایی در یک شهر کنار دریا زندگی می کند و دارای بدن غیرمعمول و خوشمزه ای است که برای هیولاهای اطراف مقاومت ناپذیر است. برای اطمینان از اینکه او به بهترین شرایط بالغ می شود ، شیوری به دنبال محافظت از هیناکو است - همه به این ترتیب که روزی می تواند هر قطعه ای از او را بلع کند. احساسات هیناکو چه خواهد شد زیرا این مرگ ناعادلانه بر او بسته می شود ...؟
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: در وسط یک توپ ، نامزد اسکارلت ، کایل ، ناگهان نامزدی آنها را صدا می کند. او به دروغ متهم به قلدر بودن است و مردم ناعادلانه او را "شرور" می نامند. اشراف و خانواده های نجیب همه او را محکوم می کنند. سالها بود که او مجبور شد با سوءاستفاده و احمقانه خود کنار بیاید ، اما دیگر نمی تواند از آن استفاده کند! در پایان شوخ طبعی ، او یک مورد آخر را درخواست می کند. تا به او مشت خوبی در چهره بدهد. بنابراین داستان انتقام اسکارلت از کایل و کرونی های او آغاز می شود! خیالی در مورد یک جنگنده زیبا و در عین حال سرکشگر ، که اجازه نمی دهد کسی از او استفاده کند !!
(منبع: آلفا مانگا)