خلاصه داستان: به عنوان یک خون آشام ، لونا ایشیکاوا می تواند یک دانشجوی انتقال منحصر به فرد در نظر گرفته شود. او با رفتار جالب خود ، به سرعت به مرکز توجه کلاس او تبدیل شده است. به طور معمول ، برای تاتسوتا اوتوری - یک مرد کاملاً متوسط - تقریباً غیرممکن خواهد بود تا با او ارتباط برقرار کند. با این حال ، این تغییر می کند که این دو به طور غیر منتظره ای برای تمیز کردن وظیفه جفت شوند!
بعد از اینکه تاتسوتا به طور خودجوش دوستی با لونا ایجاد می کند ، تصور او از او به آرامی فرو می رود: او دختر مرموز و جمع شده ای نیست که همه فکر می کنند او است. در واقع ، او قادر به حتی مکیدن صحیح خون نیست! تاتسوتا برای کمک به لونا برای غلبه بر ناسازگاری خود ، تصمیم گرفت تا شریک عمل او شود. این دوتایی به تدریج به سمت هدف دلپذیر خود کار می کند و مهارت های خونی خون لونا را با هر نیش که می گیرد ، به تدریج به سمت هدف دلپذیر خود کار می کند.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: یک اکشن حماسی کلاسیک دههی ۹۰ (شناختهشده با نام Ronin Warriors) که ترکیبی از سامورایی، اسطوره و زرههای ماوراییه.
داستان دربارهی جنگجویانیه که با زرههای افسانهای، مقابل نیروی شر میایستن.
نکات شاخص:
زرههای نمادین با تم فضیلتها
روایت ساده اما اسطورهای
حس نوستالژی قوی
انتخابی کلاسیک برای دوستداران انیمههای حماسی قدیمی.
خلاصه داستان: یک فانتزی–کمدی گرم و بامزه دربارهی دختری که دختر پادشاه شیاطینه، اما بیشازحد مهربونه.
تضاد بین جایگاه ترسناک او و شخصیت فوقالعاده لطیفش، منبع اصلی طنز و جذابیت داستانه.
نکات شاخص:
طنز مبتنی بر تضاد شخصیتی
فضایی دلگرمکننده
تمرکز بر مهربانی در دنیای خشن
مناسب برای فانتزی سبک و حالخوبکن.
خلاصه داستان: مانند هر بانوی نجیب مناسب ، باید سلیقه های خاصی داشته باشید. برای Melphiera Marchalrayd ، او فقط اتفاق می افتد که یک پروتئین نسبتاً عجیب و غریب - Monsters! اما قضاوت نکنید! علیرغم شهرت بد آن ، از گوشت هیولا می توان در غذاهای نفیس استفاده کرد و Melphiera مصمم است که نظر پادشاهی را در مورد آن تغییر دهد! متأسفانه ، از زمان اولین حضور در جامعه ، ملفیرا در تلاش است تا مسابقه بی نقص خود را پیدا کند ... تا اینکه او با "دوک خون" از گالبرایت بی باک ملاقات کرد!
خلاصه داستان: Arne Neuntöte یک کارآگاه خون آشام است که قدرت های ماوراء طبیعی را دستکاری می کند. لین راینوایس دختر یک نجیب زاده است که عاشق خون آشام ها است. دنیای آنها هرگز نباید از هم می گذشت، اما آنها دست به دست هم می دهند تا یک معمای خونین را حل کنند. در تاریک ترین شب ها، لین خود را به شدت نیازمند کمک می بیند. سپس او به شهر اسرارآمیز "Lügenberg"، جایی که غیرانسان ها در آن زندگی می کنند، سرگردان می شود.
دنیای لین وقتی با "آرن" خون آشامی که "بدترین" شهر نامیده می شود، روبرو می شود، به شدت تغییر می کند. و امشب یک "پرونده قتل" جدید رخ داده است. حقیقت پشت حوادث عجیبی که در دنیایی رخ می دهد که انسانیت و چیزهای عجیب و غریب تلاقی می کنند چیست؟
"بیا، انسان. می توانی زیر ماه زرشکی با شادی برقصی."
(منبع: Steam، ویرایش شده)
خلاصه داستان: سیچیرو کوندو، برده شرکتی 29 ساله که در حال حاضر به پایان رسیده است، ناگهان شاهد باز شدن زمین و بلعیدن زنی است. در میان تلاش های او برای نجات او، این دو به دنیای دیگری منتقل می شوند. او به زودی متوجه می شود که مردم در این جهان یک قدیس را احضار کردند تا پادشاهی خود را از طاعون نجات دهند. به عنوان غرامت برای کشاندن کوندو به آشفتگی، پادشاهی به او اطمینان می دهد که زندگی راحت برای او فراهم می کند و هر یک از آرزوهایش را برآورده می کند. در کمال تعجب، کوندو درخواست کار می کند.
کوندو پس از موفقیت در حسابداری در کاخ سلطنتی، خود را وقف پست جدید خود می کند. کار دقیق و کامل او توجه مقامات عالی رتبه و شوالیه های مختلف، به ویژه آرش ایندولارک، کاپیتان شوالیه خونسرد را به خود جلب می کند. همانطور که کندو خود را با محیط طاقت فرسا و خطرناک جدید خود وفق می دهد، او شروع به یافتن آرامش در شرکت آرش می کند، که رفتار یخی اش ممکن است فقط یک نما باشد.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: هنگامی که آریسو یامابوکی در شب در رختخواب تنها بود، توانست با صدای مجری رادیویی که از کنار «آپولو» عبور کرده بود، آرامش پیدا کند. با این حال، یک روز، او به سادگی پخش را بدون هیچ توضیحی متوقف کرد. پس از آن سال ها گذشت و آریسو اکنون دانش آموز سال دوم دبیرستان است. او مأموریت خود را برای جستجوی آپولو میکند، زیرا چیزی وجود دارد که میخواهد به او بگوید. او نمیداند که او چگونه به نظر میرسد، یا حتی نام واقعی او چیست، اما موفق میشود در باشگاه پخش مدرسهاش اطلاعاتی درباره او پیدا کند. آنجاست که او با چهار دختر آشنا می شود که همگی رویای یافتن شغلی را در سر می پرورانند که بتوانند از صدای خود استفاده کامل کنند! آپولو کیست و رویاهای این چهار نفر چگونه خواهد بود؟
(منبع: Kodansha USA)
خلاصه داستان: "یا دولا، امروز آخرین روز شما در مهمانی خواهد بود."
اورن که زمانی یک شمشیرزن ماهر بود، با نقش افسونگر سازگار شده بود تا شکاف مهمی در حزب قهرمان پر کند. با این حال، یک روز، رهبر حزب به طور ناگهانی او را برکنار می کند و ادعا می کند که مهارت هایش کم است. اورن که توسط رفقای سابقش به عنوان "ضعیف" و "جک همه حرفه ها، استاد هیچکدام" نامگذاری شده بود، بدون هیچ فکری بیرون رانده می شود.
او که مصمم است از نو شروع کند، به ماجراجویی باز می گردد – این بار به عنوان یک شمشیرزن، نقشی که در ابتدا در آن عالی بود. اما زمان او به عنوان یک افسونگر به دور از تلف شدن بود. تجربه، دانش و طلسمهای اصلی بیشماری که او در حزب قهرمان ایجاد کرد، او را به یک جنگجو تبدیل کرده است که شبیه هیچکس دیگری نیست. اکنون، اورن با مجموعهای از مهارتهای غیر متعارف، آماده است تا مسیر خود را بپیماید، مسیری که قدرت واقعی خود را به دنیا ثابت کند.
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: زندگی در یک جامعه فوق بشری ، احساس ویژه ای دشوار است. حتی بیشتر از این ، وقتی کانون توجه فقط به قهرمانان حرفه ای می درخشد ، کسانی که از نظر قانونی مجاز به استفاده از قدرت های ویژه خود هستند که به عنوان Quirks در ملاء عام برای منافع بیشتر شناخته می شوند...
خلاصه داستان: Eiyuu، دانشآموز دبیرستانی، دچار یک دوراهی است: دو دوست دوران کودکیاش، شیو و آکاری، تقریباً خیلی بامزه شدهاند! با وجود اینکه به نظر نمی رسد که آن ها زیاد به آن فکر کنند، او نمی تواند آنها را از دید دیگری نبیند. اگر آنها متوجه می شدند که چگونه احساسات او تغییر کرده است، شرمندگی بسیار زیاد خواهد بود! با این حال، چیزی که اییو نمی داند این است که شیو و آکاری ممکن است احساسات خودشان را داشته باشند.
مثلث عشقی آرام سوزی که در آن همه قهرمانان دوستان دوران کودکی هستند - مثلثی که به همان اندازه خسته کننده و غیرقابل مقاومت است!
(منبع: MAL News)