خلاصه داستان: یک اکشن حماسی کلاسیک دههی ۹۰ (شناختهشده با نام Ronin Warriors) که ترکیبی از سامورایی، اسطوره و زرههای ماوراییه.
داستان دربارهی جنگجویانیه که با زرههای افسانهای، مقابل نیروی شر میایستن.
نکات شاخص:
زرههای نمادین با تم فضیلتها
روایت ساده اما اسطورهای
حس نوستالژی قوی
انتخابی کلاسیک برای دوستداران انیمههای حماسی قدیمی.
خلاصه داستان: در وسط یک توپ ، نامزد اسکارلت ، کایل ، ناگهان نامزدی آنها را صدا می کند. او به دروغ متهم به قلدر بودن است و مردم ناعادلانه او را "شرور" می نامند. اشراف و خانواده های نجیب همه او را محکوم می کنند. سالها بود که او مجبور شد با سوءاستفاده و احمقانه خود کنار بیاید ، اما دیگر نمی تواند از آن استفاده کند! در پایان شوخ طبعی ، او یک مورد آخر را درخواست می کند. تا به او مشت خوبی در چهره بدهد. بنابراین داستان انتقام اسکارلت از کایل و کرونی های او آغاز می شود! خیالی در مورد یک جنگنده زیبا و در عین حال سرکشگر ، که اجازه نمی دهد کسی از او استفاده کند !!
(منبع: آلفا مانگا)
خلاصه داستان: "کلاس ها" در سن 10 سالگی داده می شود ، و حضور یا عدم وجود "مهارت" تا حد زیادی بر زندگی تأثیر می گذارد. آرل ، فرزند "شاهزاده خانم شمشیر" فارا و "پادشاه جادویی" لئون ، به عنوان "بی کلاس" شناخته شده است ... اما حتی بدون شغل یا مهارت ، آرل معتقد است که می تواند با تلاش ادامه یابد.
(منبع: Earth Star Entertainment ، ترجمه شده)
خلاصه داستان: "یا دولا، امروز آخرین روز شما در مهمانی خواهد بود."
اورن که زمانی یک شمشیرزن ماهر بود، با نقش افسونگر سازگار شده بود تا شکاف مهمی در حزب قهرمان پر کند. با این حال، یک روز، رهبر حزب به طور ناگهانی او را برکنار می کند و ادعا می کند که مهارت هایش کم است. اورن که توسط رفقای سابقش به عنوان "ضعیف" و "جک همه حرفه ها، استاد هیچکدام" نامگذاری شده بود، بدون هیچ فکری بیرون رانده می شود.
او که مصمم است از نو شروع کند، به ماجراجویی باز می گردد – این بار به عنوان یک شمشیرزن، نقشی که در ابتدا در آن عالی بود. اما زمان او به عنوان یک افسونگر به دور از تلف شدن بود. تجربه، دانش و طلسمهای اصلی بیشماری که او در حزب قهرمان ایجاد کرد، او را به یک جنگجو تبدیل کرده است که شبیه هیچکس دیگری نیست. اکنون، اورن با مجموعهای از مهارتهای غیر متعارف، آماده است تا مسیر خود را بپیماید، مسیری که قدرت واقعی خود را به دنیا ثابت کند.
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: زندگی در یک جامعه فوق بشری ، احساس ویژه ای دشوار است. حتی بیشتر از این ، وقتی کانون توجه فقط به قهرمانان حرفه ای می درخشد ، کسانی که از نظر قانونی مجاز به استفاده از قدرت های ویژه خود هستند که به عنوان Quirks در ملاء عام برای منافع بیشتر شناخته می شوند...
خلاصه داستان: در هوکایدو، منطقه ای در شمال ژاپن “سوگیموتو” از جنگ روسیه و ژاپن در مِجی جان سالم بدر می برد. او در طول جنگ سوگیموتوی فناناپذیر نامیده می شد و بدنبال این است تا همسرش را که در دوران جنگ ربوده شده بیابد …
خلاصه داستان: زندگی در زاغه های یک شهر ثروتمند ، رودو و پدر پرورش دهنده او سعی می کنند با بقیه ساکنان این شهر همزیستی کنند ، اما رودو از هدر رفتن طبقه بالایی تحقیر می کند. با نادیده گرفتن هشدارهای اطرافیان ، رودو به طور مرتب در جستجوی هر چیز مفید یا ارزشمند برای نجات از "پرتگاه" - یک سوراخ عظیم که هر چیزی که زباله در نظر گرفته شود ، از جمله مردم ، از جمله مردم ، از طریق زباله های این شهر شایع می شود. پدر بیولوژیکی رودو یکی از این افراد بود که پس از متهم به قتل ، به پرتگاه پرتاب شد.
یک روز ، پس از دویدن به چهره ای مرموز در راه خانه ، رودو برای یافتن بدن در حال مرگ رگتو روی زمین باز می گردد. وی بلافاصله توسط مقامات در صحنه پیدا می شود و به قتل متهم می شود. هیچ کس به ادعاهای خود در مورد بی گناهی اعتقاد ندارد و او را به پرتگاه پرتاب می کند. با این حال ، او به جای مرگ ، خود را در مکانی عجیب و ناپاک و ناخوشایند که توسط هیولا ساخته شده از سطل زباله احاطه شده است ، پیدا می کند.
هنگامی که رودو مورد حمله هیولاهای گفته شده قرار می گیرد ، وی توسط مردی به نام انژین نجات می یابد ، که خود را "پاک کننده" نشان می دهد - شخصی که از سلاح های ویژه ای به نام سازهای حیاتی برای مبارزه با این موجودات استفاده می کند. برای اینکه انتقام خود را از کسی که Regto را کشته است ، با اکراه با اکراه پاک کننده تر شود تا بتواند راه خود را به عقب و خارج از پرتگاه بجنگد.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: اودا آکیرا از آن دسته آدم هایی است که مردم فراموش می کنند حتی آنجاست. با این حال، طبیعت بی ادعای او زمانی نتیجه می دهد که کل کلاسش به دنیایی فانتزی کشیده می شود و او به راحتی وارد نقش جدیدش به عنوان یک قاتل خاموش می شود. ..
خلاصه داستان: داستان انیمه در مورد جوانی به نام "سایتاما" است. او یک ابرقهرمان است که تمام حریفانش با یک ضربه مشت او شکست می خورند و او از این موضوع ناراحت است. پس به دنبال حریفی میگردد که شکست دادنش سخت باشد و او را به چالش بکشد...
خلاصه داستان: عصر طلایی برای شکارچیان گنج آغاز شده است، که با وجود خطرات، به خزانه های گنج در سراسر جهان در جستجوی شکوه حمله می کنند. ثروت، شهرت و قدرت بیاندازه در انتظار کسانی است که پیروز میشوند.
بیایید شکارچی گنج باشیم...
این قول بین کرای آندری و دوستانش زمانی به نتیجه غم انگیزی رسید که کرای جوان متوجه شد که استخوانی برای جستجوی گنج در بدنش وجود ندارد....