خلاصه داستان: در روز قبل از سقوطش، لیدی تیاروس لاپیس کلمنتیل به یاد می آورد که در یک بازی اتوم است که زمانی در زندگی قبلی خود انجام داده بود. او عادت داشت عشق اصلی شاهزاده هارت نایتز لاپیس-لازولی لاکتوموت را می پرستید، اما متأسفانه او به عنوان قهرمان تناسخ نشد، بلکه به عنوان بدترین دشمن او - نامزد شرور - تناسخ پیدا کرد.
در مراسم فارغ التحصیلی آنها، هارت نایتز بدون اینکه چشم بر هم بزند، تیاروس را به اتهام جنایات محکوم می کند، نامزدی او را قطع می کند و آکاری قهرمان را به عنوان عروس جدیدش معرفی می کند. مهم نیست که تیاروس بی گناه باشد، او را از پادشاهی بیرون می کند. اما قبل از اجرای حکم او، یک چهره تکان دهنده ظاهر می شود. Aquasteed Marineforest، شاهزاده یک کشور قدرتمند همسایه، مدت زیادی است که احساسات خود را نسبت به Tiararose در دل دارد و قصد خود را برای ازدواج با او اعلام می کند!
مورد ستایش شاهزاده پادشاهی دیگر، چه چیزی در انتظار شرور در مسیرش به سوی پایانی خوش است؟
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: رایج است که اشراف برای قدرت دست به هر کاری می زنند. دروغ گفتن، دستکاری و اخاذی تاکتیک های معمول هستند. با این حال، یک خانواده از این تعمیم مستثنی است: جام جام، که اصول اصلی آن حقیقت و صداقت است. کوچکترین دختر، کنستانس گریل، مانند بقیه اعضای خانواده اش اخلاقی است و معتقد است که همیشه کار درست را انجام می دهد و به نیازمندان کمک می کند.
با این حال، وقتی نامزدش با زن دیگری به او خیانت می کند، این ایده آل ها به او کمک نمی کند. کنستانس که توسط معشوقش به امید سقوط او قاب می شود، کسی را ندارد که درخواست های او برای عدالت را بشنود. همه چشمان خود را می بندند، به جز یک نفر - روح اسکارلت کستیل بدنام - که کنستانس را در اختیار دارد و میزها را بر سر متهمش می چرخاند. با این حال، این کمک بدون بها نیست.
ده سال پیش، اسکارلت به دلیل تلاش برای قتل پرنسس سیسیلیا اعدام شد. اما این در واقع یک راه اندازی بود. اسکارلت تا آنجا که میتوانست صریح و خشن باشد، هرگز آنقدر خم نمیشد که از سم استفاده کند. او نمیداند چه کسی جرم او را سازماندهی کرده است، اما اسکارلت از کنستانس میخواهد - به عنوان تنها کسی که میتواند او را ببیند - به او کمک کند تا دقیقاً از همه کسانی که به او ظلم کردهاند انتقام بگیرد!
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]