خلاصه داستان: گروه بت F/ACE اخیراً به لطف تامون فوکوهارا - رهبر خوش تیپ، وحشی و با استعداد آن، محبوبیت بیشتری پیدا کرده است. یوتیج کینوشیتا هفده ساله یکی از طرفداران آوازی است که F/ACE را بسیار تحسین می کند. همانطور که زندگی او حول پرستش تامون می چرخد، یوتیج در یک شرکت نظافت خانه کار می کند تا پولی به دست آورد و به حمایت از او ادامه دهد.
وقتی همکارش مریض می شود، یوتیج به مشتری جدیدی به نام تامون منصوب می شود. او معتقد است که این صرفاً یک تصادف است - تا زمانی که با سلبریتی واقعی روبرو شود! تعجب او تنها زمانی بیشتر می شود که متوجه می شود، برخلاف سوپراستار برون گرا که برای عموم شناخته شده است، تامون در واقع مردی غمگین است که هیچ دوست یا اعتماد به نفسی ندارد.
با توجه به اینکه ستایش اوتیج برای تامون هیچ حد و مرزی نمی شناسد، او قول می دهد که راز او را حفظ کند و در کنارش بماند - اما برخورد با رفتارهای متضاد تامون در داخل و خارج از محل کار ممکن است سخت ترین کار باشد.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: "یا دولا، امروز آخرین روز شما در مهمانی خواهد بود."
اورن که زمانی یک شمشیرزن ماهر بود، با نقش افسونگر سازگار شده بود تا شکاف مهمی در حزب قهرمان پر کند. با این حال، یک روز، رهبر حزب به طور ناگهانی او را برکنار می کند و ادعا می کند که مهارت هایش کم است. اورن که توسط رفقای سابقش به عنوان "ضعیف" و "جک همه حرفه ها، استاد هیچکدام" نامگذاری شده بود، بدون هیچ فکری بیرون رانده می شود.
او که مصمم است از نو شروع کند، به ماجراجویی باز می گردد – این بار به عنوان یک شمشیرزن، نقشی که در ابتدا در آن عالی بود. اما زمان او به عنوان یک افسونگر به دور از تلف شدن بود. تجربه، دانش و طلسمهای اصلی بیشماری که او در حزب قهرمان ایجاد کرد، او را به یک جنگجو تبدیل کرده است که شبیه هیچکس دیگری نیست. اکنون، اورن با مجموعهای از مهارتهای غیر متعارف، آماده است تا مسیر خود را بپیماید، مسیری که قدرت واقعی خود را به دنیا ثابت کند.
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: هنگامی که ماری دبیرستان به یک دانش آموز TARDY متوسل می شود ، او از اینکه متوجه می شود او یک جانور است که باید در مدرسه خود شرکت کند ، تعجب می کند! از این گذشته ، برای Beastfolk در کنار انسان همزیستی نیست ، اما هنوز هم غیر معمول است ، با تعصب و همه. در ابتدا عصبی از ملاقات با یکی ، ماری به زودی می آموزد که بیشتر از نمای بیرونی خزدارش برای او وجود دارد. در حقیقت ، هرچه بیشتر او را آشنا می کند ، بیشتر او را به سمت او ، استوار بودن ، مهربانی و ... بدنش می بیند ...
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: یک دهه پیش ، شاهزاده خانم کریستال نواتی "هیم" نوکاناتیکا برای فرار از تلاش های ترور توسط یک نیروی شیطانی از دنیای دیگری سفر کرد. وقتی وارد ژاپن امروزی می شود ، با هاروتو ساتو روبرو می شود. او با او وعده ای به اشتراک می گذارد: او باید آنچه را که اخیراً شاهد آن بوده است فراموش کند و این دو دوست خواهند شد. هیم که اکنون به پادشاهی Nokanatika بازگشت تا وظایف سلطنتی خود را انجام دهد ، وداع با هاروتو. با این حال ، هنگامی که مرد جوان به طور ناگهانی اولین دیدار خود را با هیم به یاد می آورد ، به محلی که برای اولین بار در آن ظاهر شد ، عجله می کند و از پورتال بعدی عبور می کند تا با او دوباره به هم پیوست.
ورود وی مراسم ازدواج بین کریستال و شاهزاده مارمروگیس جیزاراس را مختل می کند. عروسی با حمله یک هیولا Abyss که زندگی شاهزاده خانم را تهدید می کند ، به طرز وحشیانه ای قطع می شود. هیم تصمیم می گیرد با هاروتو حلقه ها را مبادله کند ، که به همسر جدید خود قدرتهای سبک را اعطا می کند که به او اجازه می دهد هیولا را به قتل برساند. هاروتو که اکنون به عنوان پادشاه حلقه لقب گرفته است ، باید با چهار شاهزاده خانم دیگر ازدواج کند تا قدرتهای جادویی جدیدی را بدست آورد و فرصتی برای غلبه بر مبارزه خود با دشمن جهان: پادشاه پرتگاه.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: بیایید راه برویم و صحبت کنیم. آیا می توانید بلند شوید؟
دروغ گونوسیا دروغ می گوید. آنها با وانمود به انسان بودن ، آنها نزدیک می شوند ، فریب و فریب می دهند و سپس هر شخص را در مجاورت جهان ، یک قربانی در هر زمان ریشه کن می کنند.
خدمه یک سفینه فضایی در حال حرکت ، در برابر یک تهدید مرموز و کشنده که به عنوان "گنوسیا" شناخته می شود و هیچ تصوری از این که در بین آنها واقعاً دشمن است ، روبرو نیست ، طرحی ناامید کننده برای بقا ایجاد می کند. مشکوک ترین آنها در بین آنها یک به یک در "خواب سرد" قرار می گیرد ، در تلاش برای خلاص شدن کامل کشتی گنوسیا.
با این حال ، تقریباً غیرممکن است که بگوییم آیا هر شخص در خواب سرد است ، واقعاً گنوسی بود - یا فقط یک قلاب فقیر و ناگوار ، که توسط Gnosia برای بقای خود قربانی شده است. آیا انسانها می توانند پیروز شوند؟ یا بشر محکوم است ...؟
(منبع: بازیگری)
خلاصه داستان: Kaboku Kotani دبیرستان را شروع می کند ، و او قصد دارد آنچه را که همیشه انجام داده است انجام دهد: با دوستانش همراه شوید ، ساکت باشید و توجه زیادی به خودش جلب نکنید. از این گذشته ، به اندازه کافی سخت است که با لکنت مانند او کنار بیایید - چرا با ایستادن از جمعیت ، اوضاع را بدتر می کند؟ اما پس از آن او سال اول دیگر ، Hikari Wanda را می بیند ، مانند هیچ کس در حال تماشای نیست-یا مثل اینکه او اهمیتی نمی دهد چه کسی او را می بیند. این باعث تعجب کابوکو می شود: آیا او می تواند به همان آزادی برسد؟ برای پیدا کردن راه خود به واندا ، او کاری را انجام می دهد که هرگز فکر نمی کرد: او به باشگاه رقص می پیوندد. از این گذشته ، هر روال با یک قدم واحد شروع می شود ، درست است؟ به کبوکو و واندا بپیوندید زیرا آنها راه زندگی و عشق خود را آزاد می کنند!
(منبع: Kodansha USA)
خلاصه داستان: Konoha Satou دارای تاریخ تاریک است. از این گذشته ، او سالهای نوجوانی خود را صرف نوشتن عاشقانه های فانتزی فانتزی خود مانند تاریخ تاریک خود کرد. اما از آنجا که او به نفرت انگیزترین شرور خود تبدیل شده است ، به یاد آوردن آخرین جزئیات اکنون موضوع زندگی و مرگ است. با اجتناب از اولین پرچم های مرگ ، ناگهان ساتو در تاریکی کنار رفت که یک غریبه مرموز از لیلی پادشاهی بازگشت-شخصیتی که او به یاد نمی آورد که در فیلمنامه اصلی بنویسد. اگرچه یومی ادعا می کند که متحد اوست ، اما آیا واقعاً می تواند به شخصیتی که در چنین دنیای خطرناکی از آن چیزی نمی داند اعتماد کند؟
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: توهین با هدف Saku Chitose یک دوجین است. او با نام مستعار "زنانه زنانه کلاس 5" ، او دائماً توسط آن حسادت های محبوبیت خود به صورت آنلاین تهمت می زند. خوشبختانه ، این به سختی باعث اعتماد به نفس ساکو می شود. در خارج از انجمن های اینترنتی طاقچه ، او چهره ای معتبر است که همکلاسی های او را تحسین می کنند و یک دانش آموز الگویی است که معلمان وی به آن اعتماد دارند.
با شروع سال دوم دبیرستان ، ساکو با دوستان قدیمی خود مجدداً اتحاد می کند و دوست جدید خود را دوست می کند ، همه متعلق به نخبگان اجتماعی این مدرسه هستند. با این حال ، هنگامی که معلم Homeroom Saku به او دستور می دهد همکلاسی تعطیل خود ، کنتا یامازاکی را متقاعد کند ، به مدرسه بازگردد. ساکو با آرزوی بسته بندی سریع کارها ، روز بعد از خانه کنتا بازدید می کند. اما این کار وقتی که او متوجه می شود که کنتا کاملاً محکم و کاملاً در قطار نفرت Saku است ، چالش برانگیزتر از آنچه انتظار داشت ، به نظر می رسد. اگر او می خواهد تصویر بی عیب و نقص خود را حفظ کند ، ساکو باید راهی برای پیروزی بر کنتا پیدا کند و او را به مدرسه برگرداند.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: "این مجازات برای یک دختر چاق و زشت مثل من است که عاشق کسی به زیبایی شما می شود ..." یومکو کوهی از مجتمع هایی در مورد خودش داشت. سپس ، یک حادثه وحشتناک او را رخ داد. گرچه به نوعی از آستانه مرگ نجات یافت ، یومکو فردی کاملاً متفاوت را از خواب بیدار می کند. "این ... من ...؟! من خیلی ناز هستم !!" افراد اطراف او نمی توانند تعجب و تعجب خود را در این تغییر 180 درجه پنهان کنند ... اما ، نگرش جدید مثبت مثبت Yumeko نیز شروع به تغییر محیط اطراف خود می کند. نگرانی ها و مجتمع ها می توانند بر هر کسی تأثیر بگذارند ، و Yumeko درست از طریق شخصیت های مختلف پشتیبان او خرد می شود !! در عشق ، کار ، دوستی ... و یک پرونده قتل تلاش شده؟! این کمدی عاشقانه دیوانه کننده شما را با انرژی حباب می کند!
(منبع: انتشارات Solmare)