خلاصه داستان: کونون که نابینا به دنیا آمده است، قصد دارد اولین کسی باشد که از جادوی آب برای ایجاد چشمان جدید برای خود استفاده می کند. پس از پنج ماه مطالعه، او قبلاً از معلم خود پیشی گرفته است و به رشد استعدادهای خود ادامه می دهد. جادوی او نه تنها می تواند به او کمک کند رنگ را حس کند، بلکه می تواند از آن برای ساخت وسایل دستی و حتی تجسم یک گربه کامل استفاده کند! خبر مهارت ها و نبوغ او به زودی به دادگاه می رسد و او را به عنوان شاگرد قدرتمندترین شعبده باز در این سرزمین به دست می آورد. اما آیا هدف نهایی او حتی قابل دستیابی است؟
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: نوح، قوی ترین کودک شش ساله جهان، موقعیت خوش شانسی را دارد که سیزدهمین شاهزاده امپراتور است. او که با سطح نامحدود و مهارت تقلب به دنیا آمد که به او اجازه میدهد تواناییهای افرادی را که به او فرمان میدهد به تواناییهای خودش اضافه کند، بینظیر است. نوح که در یک خانواده نجیب تناسخ یافته است، در محیطی غنی شده با آموزش استثنایی و منابع فراوان، شکوفا می شود و به استعدادهای او امکان می دهد شکوفا شوند. با این حال، در پشت نمای پر زرق و برق جامعه اشرافی، دنیایی از توطئه ها و مبارزات قدرت نهفته است.
(منبع: پونی کانیون)
خلاصه داستان: 🌸 چرا باید Hana-Kimi رو ببینی؟ (بدون اسپویل)
ببین، اگه دنبال یه انیمه (یا دقیقتر بگم، مانگا و لایو اکشنهای اقتباسی، چون انیمه کاملش یه جورایی کمه) هستی که تروپ “Gender Bender” رو به بهترین شکل ممکن پیاده کرده باشه، جای درستی اومدی.
داستان در مورد دختری به اسم میزوکی آشیا است که یه کراش عجیب و غریب روی یه قهرمان پرش ارتفاع به اسم ایزومی سانو داره. حالا قضیه کجا جالب میشه؟ سانو به خاطر یه مصدومیت ورزش رو ول کرده و میزوکی تصمیم میگیره از آمریکا بکوبه بیاد ژاپن تا دوباره اونو به ورزش برگردونه.
اما… یه مشکل ریز هست! مدرسهای که سانو توش درس میخونه، یه مدرسه شبانهروزی پسرانه است! 😱
پس میزوکی چیکار میکنه؟ موهاش رو کوتاه میکنه، لباس پسرونه میپوشه و دزدکی وارد مدرسه میشه تا هماتاقی سانو بشه!
خلاصه داستان: Hitori no Shita: The Outcast یه دونگهوا/انیمهی اکشن–فانتزی با ریشههای عمیق در اسطورهشناسی و فلسفهی شرقیه که با فضای مرموز و روایت چندلایهاش شناخته میشه. داستان از زندگی ظاهراً عادی یه دانشجو شروع میشه؛ کسی که ناگهان با دنیایی مخفی از استادان رزمی، فنون باستانی و قدرتهایی فراتر از عقل روزمره روبهرو میشه.
با ورود شخصیت اصلی به این دنیای پنهان، کمکم رازهایی دربارهی گذشتهی خودش و جایگاهش در این سیستم ناشناخته آشکار میشه، بدون اینکه روایت مستقیم وارد افشای بزرگ بشه. هویت، سرنوشت و مفهوم «خارجی بودن» از جامعه، تمهای مرکزی داستان هستن و مبارزات بیشتر از اینکه صرفاً نمایشی باشن، بار معنایی و فلسفی دارن.
فضای کلی اثر ترکیبی از اکشن مدرن، اساطیر چینی و روابط پیچیده بین شخصیتهاست. Hitori no Shita انتخاب مناسبیه برای کسایی که از داستانهای رازآلود، مبارزات مبتنی بر هنرهای رزمی و دنیاهایی لذت میبرن که حقیقتشون بهآرومی و با صبر آشکار میشه
خلاصه داستان: "قهرمان" بدترین مجازات دنیاست. کسانی که به جنایات فجیع محکوم می شوند به "قهرمان" شدن محکوم می شوند و مجبور می شوند در جنگ علیه اربابان شیطان به خدمت سربازی اجباری بپردازند. این محکومان حتی اجازه ندارند بمیرند – اگر کشته شوند، روزی دیگر زنده خواهند شد تا بجنگند.
قهرمان Xylo Forbartz، رئیس سابق Order of the Holy Knights، رهبری یک واحد کیفری از افراد افسرده را بر عهده دارد که در خط مقدم می جنگند. در این بدترین شرایط است که او با Teoritta، یکی از قوی ترین سلاح های جهان آشنا می شود. "وقتی آخرین دشمن شکست خورد، باید مرا ستایش کنی و بر سرم بزنی." او برای زنده ماندن و انتقام گرفتن از کسانی که به او ظلم کردند، با الهه پیمان می بندد و با سر به گرداب جنگ و دسیسه می رود.
(منبع: سایت رسمی، ویرایش شده)
خلاصه داستان: فصل پنجم The Daily Life of the Immortal King ادامهی زندگی بهظاهر عادی اما در باطن absurd و بیشازحد قدرتمند «وانگ لینگ» رو نشون میده؛ پسری که با قدرتی غیرقابل تصور، فقط دنبال یه زندگی آروم و بیدردسره، اما دنیا عملاً اجازهی این کار رو بهش نمیده.
در این فصل، داستان وارد مرحلهای میشه که تهدیدها و موقعیتها دیگه صرفاً شوخیهای ساده یا اتفاقات مدرسهای نیستن. وانگ لینگ همچنان سعی میکنه قدرتش رو مهار کنه و از جلب توجه فرار کنه، اما مسائل جدید، روابط پیچیدهتر و چالشهایی با مقیاس بزرگتر سر راهش قرار میگیرن. در کنار اینها، تمرکز بیشتری روی دنیاسازی، گذشتهی شخصیتها و پیامدهای قدرت مطلق دیده میشه.
فضای کلی فصل پنجم ترکیبی از طنز خاص سری، اکشن فانتزی و لحظههای جدیتره؛ جایی که مخاطب کمکم حس میکنه داستان از یک کمدی خالص فراتر میره و به سمت روایت پختهتر و عمیقتری حرکت میکنه، بدون اینکه هویت بامزه و اغراقآمیز خودش رو از دست بده.
برای طرفدارهای قدیمی، این فصل یه قدم رو به جلوئه؛ هم از نظر داستان، هم از نظر بلوغ فضای روایت.
خلاصه داستان: گروه بت F/ACE اخیراً به لطف تامون فوکوهارا - رهبر خوش تیپ، وحشی و با استعداد آن، محبوبیت بیشتری پیدا کرده است. یوتیج کینوشیتا هفده ساله یکی از طرفداران آوازی است که F/ACE را بسیار تحسین می کند. همانطور که زندگی او حول پرستش تامون می چرخد، یوتیج در یک شرکت نظافت خانه کار می کند تا پولی به دست آورد و به حمایت از او ادامه دهد.
وقتی همکارش مریض می شود، یوتیج به مشتری جدیدی به نام تامون منصوب می شود. او معتقد است که این صرفاً یک تصادف است - تا زمانی که با سلبریتی واقعی روبرو شود! تعجب او تنها زمانی بیشتر می شود که متوجه می شود، برخلاف سوپراستار برون گرا که برای عموم شناخته شده است، تامون در واقع مردی غمگین است که هیچ دوست یا اعتماد به نفسی ندارد.
با توجه به اینکه ستایش اوتیج برای تامون هیچ حد و مرزی نمی شناسد، او قول می دهد که راز او را حفظ کند و در کنارش بماند - اما برخورد با رفتارهای متضاد تامون در داخل و خارج از محل کار ممکن است سخت ترین کار باشد.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: "یا دولا، امروز آخرین روز شما در مهمانی خواهد بود."
اورن که زمانی یک شمشیرزن ماهر بود، با نقش افسونگر سازگار شده بود تا شکاف مهمی در حزب قهرمان پر کند. با این حال، یک روز، رهبر حزب به طور ناگهانی او را برکنار می کند و ادعا می کند که مهارت هایش کم است. اورن که توسط رفقای سابقش به عنوان "ضعیف" و "جک همه حرفه ها، استاد هیچکدام" نامگذاری شده بود، بدون هیچ فکری بیرون رانده می شود.
او که مصمم است از نو شروع کند، به ماجراجویی باز می گردد – این بار به عنوان یک شمشیرزن، نقشی که در ابتدا در آن عالی بود. اما زمان او به عنوان یک افسونگر به دور از تلف شدن بود. تجربه، دانش و طلسمهای اصلی بیشماری که او در حزب قهرمان ایجاد کرد، او را به یک جنگجو تبدیل کرده است که شبیه هیچکس دیگری نیست. اکنون، اورن با مجموعهای از مهارتهای غیر متعارف، آماده است تا مسیر خود را بپیماید، مسیری که قدرت واقعی خود را به دنیا ثابت کند.
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: هنگامی که ماری دبیرستان به یک دانش آموز TARDY متوسل می شود ، او از اینکه متوجه می شود او یک جانور است که باید در مدرسه خود شرکت کند ، تعجب می کند! از این گذشته ، برای Beastfolk در کنار انسان همزیستی نیست ، اما هنوز هم غیر معمول است ، با تعصب و همه. در ابتدا عصبی از ملاقات با یکی ، ماری به زودی می آموزد که بیشتر از نمای بیرونی خزدارش برای او وجود دارد. در حقیقت ، هرچه بیشتر او را آشنا می کند ، بیشتر او را به سمت او ، استوار بودن ، مهربانی و ... بدنش می بیند ...
(منبع: ین پرس)