خلاصه داستان: "کلاس ها" در سن 10 سالگی داده می شود ، و حضور یا عدم وجود "مهارت" تا حد زیادی بر زندگی تأثیر می گذارد. آرل ، فرزند "شاهزاده خانم شمشیر" فارا و "پادشاه جادویی" لئون ، به عنوان "بی کلاس" شناخته شده است ... اما حتی بدون شغل یا مهارت ، آرل معتقد است که می تواند با تلاش ادامه یابد.
(منبع: Earth Star Entertainment ، ترجمه شده)
خلاصه داستان: زندگی در زاغه های یک شهر ثروتمند ، رودو و پدر پرورش دهنده او سعی می کنند با بقیه ساکنان این شهر همزیستی کنند ، اما رودو از هدر رفتن طبقه بالایی تحقیر می کند. با نادیده گرفتن هشدارهای اطرافیان ، رودو به طور مرتب در جستجوی هر چیز مفید یا ارزشمند برای نجات از "پرتگاه" - یک سوراخ عظیم که هر چیزی که زباله در نظر گرفته شود ، از جمله مردم ، از جمله مردم ، از طریق زباله های این شهر شایع می شود. پدر بیولوژیکی رودو یکی از این افراد بود که پس از متهم به قتل ، به پرتگاه پرتاب شد.
یک روز ، پس از دویدن به چهره ای مرموز در راه خانه ، رودو برای یافتن بدن در حال مرگ رگتو روی زمین باز می گردد. وی بلافاصله توسط مقامات در صحنه پیدا می شود و به قتل متهم می شود. هیچ کس به ادعاهای خود در مورد بی گناهی اعتقاد ندارد و او را به پرتگاه پرتاب می کند. با این حال ، او به جای مرگ ، خود را در مکانی عجیب و ناپاک و ناخوشایند که توسط هیولا ساخته شده از سطل زباله احاطه شده است ، پیدا می کند.
هنگامی که رودو مورد حمله هیولاهای گفته شده قرار می گیرد ، وی توسط مردی به نام انژین نجات می یابد ، که خود را "پاک کننده" نشان می دهد - شخصی که از سلاح های ویژه ای به نام سازهای حیاتی برای مبارزه با این موجودات استفاده می کند. برای اینکه انتقام خود را از کسی که Regto را کشته است ، با اکراه با اکراه پاک کننده تر شود تا بتواند راه خود را به عقب و خارج از پرتگاه بجنگد.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: اودا آکیرا از آن دسته آدم هایی است که مردم فراموش می کنند حتی آنجاست. با این حال، طبیعت بی ادعای او زمانی نتیجه می دهد که کل کلاسش به دنیایی فانتزی کشیده می شود و او به راحتی وارد نقش جدیدش به عنوان یک قاتل خاموش می شود. ..
خلاصه داستان: داستان انیمه در مورد جوانی به نام "سایتاما" است. او یک ابرقهرمان است که تمام حریفانش با یک ضربه مشت او شکست می خورند و او از این موضوع ناراحت است. پس به دنبال حریفی میگردد که شکست دادنش سخت باشد و او را به چالش بکشد...
خلاصه داستان: عصر طلایی برای شکارچیان گنج آغاز شده است، که با وجود خطرات، به خزانه های گنج در سراسر جهان در جستجوی شکوه حمله می کنند. ثروت، شهرت و قدرت بیاندازه در انتظار کسانی است که پیروز میشوند.
بیایید شکارچی گنج باشیم...
این قول بین کرای آندری و دوستانش زمانی به نتیجه غم انگیزی رسید که کرای جوان متوجه شد که استخوانی برای جستجوی گنج در بدنش وجود ندارد....
خلاصه داستان: لوفاس مفاهل، ارباب بال سیاه و رهبر دوازده ستاره بهشت، شکست خورده است.
دویست سال پس از شکست او در دستان هفت قهرمان، مردی در بدن شخصیت بازی Exgate، لوفاس، بیدار می شود. دنیای بازی Exgate که او می دانست دیگر توسط انسان ها اداره نمی شود - و دیگر فقط یک بازی نیست. Exgate دنیایی برای خودش است که در آن شخصیت ها درست مثل او فکر می کنند، احساس می کنند و زندگی می کنند. لوفاس از طریق Exgate سفر می کند و به دنبال دوازده ستاره بهشت که مدت ها منحل شده بود.
لوفاس بدون کشور، ارتش یا متحدان است. یک سوال باقی می ماند: دلیل واقعی تبدیل شدن یک مرد معمولی به Exgate به عنوان Lufas چیست؟
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: یک جاسوس در ماموریتی مخفی ازدواج می کند و یک کودک را به عنوان بخشی از پوشش خود به فرزندی قبول می کند. همسر و دختر او رازهایی برای خود دارند و هر سه باید برای حفظ آن در کنار هم تلاش کنند...
خلاصه داستان: یک پسر ابرقهرمان دوست داشتنی و بدون هیچ گونه قدرت تصمیم دارد در یک آکادمی معتبر قهرمان ثبت نام کند و یاد بگیرد که واقعاً قهرمان بودن چیست.
خلاصه داستان: سون تندو مدرسه هنرهای رزمی تندو را به همراه سه دخترش به نامهای آکان، نابیکی و کاسومی اداره میکند. یک روز، زندگی خواهران زیر و رو می شود، وقتی پدرشان اعلام می کند که به یکی از آنها قول داده است که با پسر یک رزمی کار همکارش ازدواج کند تا میراث خانواده را ادامه دهد. علاوه بر واکنش های متفاوت آنها، زمانی که نامزد از راه می رسد، آخرین چیزی که خانواده تندو انتظار دارند، رانما سائوتوم و پدرش جنما است.
رانما با پدرش در چین تمرین می کرد تا اینکه یک حادثه ناگوار باعث تغییر هر دوی آنها شد. حالا وقتی آب به آنها می رسد، رانما به یک دختر و جنما به یک پاندا غول پیکر تبدیل می شوند...