خلاصه داستان: عصر طلایی برای شکارچیان گنج آغاز شده است، که با وجود خطرات، به خزانه های گنج در سراسر جهان در جستجوی شکوه حمله می کنند. ثروت، شهرت و قدرت بیاندازه در انتظار کسانی است که پیروز میشوند.
بیایید شکارچی گنج باشیم...
این قول بین کرای آندری و دوستانش زمانی به نتیجه غم انگیزی رسید که کرای جوان متوجه شد که استخوانی برای جستجوی گنج در بدنش وجود ندارد....
خلاصه داستان: لوفاس مفاهل، ارباب بال سیاه و رهبر دوازده ستاره بهشت، شکست خورده است.
دویست سال پس از شکست او در دستان هفت قهرمان، مردی در بدن شخصیت بازی Exgate، لوفاس، بیدار می شود. دنیای بازی Exgate که او می دانست دیگر توسط انسان ها اداره نمی شود - و دیگر فقط یک بازی نیست. Exgate دنیایی برای خودش است که در آن شخصیت ها درست مثل او فکر می کنند، احساس می کنند و زندگی می کنند. لوفاس از طریق Exgate سفر می کند و به دنبال دوازده ستاره بهشت که مدت ها منحل شده بود.
لوفاس بدون کشور، ارتش یا متحدان است. یک سوال باقی می ماند: دلیل واقعی تبدیل شدن یک مرد معمولی به Exgate به عنوان Lufas چیست؟
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: یک جاسوس در ماموریتی مخفی ازدواج می کند و یک کودک را به عنوان بخشی از پوشش خود به فرزندی قبول می کند. همسر و دختر او رازهایی برای خود دارند و هر سه باید برای حفظ آن در کنار هم تلاش کنند...
خلاصه داستان: یک پسر ابرقهرمان دوست داشتنی و بدون هیچ گونه قدرت تصمیم دارد در یک آکادمی معتبر قهرمان ثبت نام کند و یاد بگیرد که واقعاً قهرمان بودن چیست.
خلاصه داستان: سون تندو مدرسه هنرهای رزمی تندو را به همراه سه دخترش به نامهای آکان، نابیکی و کاسومی اداره میکند. یک روز، زندگی خواهران زیر و رو می شود، وقتی پدرشان اعلام می کند که به یکی از آنها قول داده است که با پسر یک رزمی کار همکارش ازدواج کند تا میراث خانواده را ادامه دهد. علاوه بر واکنش های متفاوت آنها، زمانی که نامزد از راه می رسد، آخرین چیزی که خانواده تندو انتظار دارند، رانما سائوتوم و پدرش جنما است.
رانما با پدرش در چین تمرین می کرد تا اینکه یک حادثه ناگوار باعث تغییر هر دوی آنها شد. حالا وقتی آب به آنها می رسد، رانما به یک دختر و جنما به یک پاندا غول پیکر تبدیل می شوند...
خلاصه داستان: "قهرمان" بدترین مجازات دنیاست. کسانی که به جنایات فجیع محکوم می شوند به "قهرمان" شدن محکوم می شوند و مجبور می شوند در جنگ علیه اربابان شیطان به خدمت سربازی اجباری بپردازند. این محکومان حتی اجازه ندارند بمیرند – اگر کشته شوند، روزی دیگر زنده خواهند شد تا بجنگند.
قهرمان Xylo Forbartz، رئیس سابق Order of the Holy Knights، رهبری یک واحد کیفری از افراد افسرده را بر عهده دارد که در خط مقدم می جنگند. در این بدترین شرایط است که او با Teoritta، یکی از قوی ترین سلاح های جهان آشنا می شود. "وقتی آخرین دشمن شکست خورد، باید مرا ستایش کنی و بر سرم بزنی." او برای زنده ماندن و انتقام گرفتن از کسانی که به او ظلم کردند، با الهه پیمان می بندد و با سر به گرداب جنگ و دسیسه می رود.
(منبع: سایت رسمی، ویرایش شده)
خلاصه داستان: Hitori no Shita: The Outcast یه دونگهوا/انیمهی اکشن–فانتزی با ریشههای عمیق در اسطورهشناسی و فلسفهی شرقیه که با فضای مرموز و روایت چندلایهاش شناخته میشه. داستان از زندگی ظاهراً عادی یه دانشجو شروع میشه؛ کسی که ناگهان با دنیایی مخفی از استادان رزمی، فنون باستانی و قدرتهایی فراتر از عقل روزمره روبهرو میشه.
با ورود شخصیت اصلی به این دنیای پنهان، کمکم رازهایی دربارهی گذشتهی خودش و جایگاهش در این سیستم ناشناخته آشکار میشه، بدون اینکه روایت مستقیم وارد افشای بزرگ بشه. هویت، سرنوشت و مفهوم «خارجی بودن» از جامعه، تمهای مرکزی داستان هستن و مبارزات بیشتر از اینکه صرفاً نمایشی باشن، بار معنایی و فلسفی دارن.
فضای کلی اثر ترکیبی از اکشن مدرن، اساطیر چینی و روابط پیچیده بین شخصیتهاست. Hitori no Shita انتخاب مناسبیه برای کسایی که از داستانهای رازآلود، مبارزات مبتنی بر هنرهای رزمی و دنیاهایی لذت میبرن که حقیقتشون بهآرومی و با صبر آشکار میشه
خلاصه داستان: "E-Pulse" که توسط افکار و احساسات انسان ایجاد می شود ، به عنوان منبع انرژی برای دستگاه پشتیبانی AI "Sapotama" استفاده شد. از سایه این پیشرفت چشمگیر ، هیولاهای وحشتناک ظاهر می شوند. Digimon موجودات زنده ای هستند که با مصرف پالس الکترونیکی تکامل می یابند.
Tomoro Tenma پس از ملاقات با Gekkomon ، که ناگهان از Sapotama خود ظاهر می شود ، به یک تجربه خارق العاده تبدیل می شود. Tomoro در حالی که در کنار کیو ساویجیرو و سایر اعضای تیم شکار فضل "طلوع طلایی" زندگی می کند ، عزم خود را تجدید می کند. چه آینده جدیدی توسط انسان و دیجیمون جعل خواهد شد؟
(منبع: سایت رسمی)
خلاصه داستان: فصل پنجم The Daily Life of the Immortal King ادامهی زندگی بهظاهر عادی اما در باطن absurd و بیشازحد قدرتمند «وانگ لینگ» رو نشون میده؛ پسری که با قدرتی غیرقابل تصور، فقط دنبال یه زندگی آروم و بیدردسره، اما دنیا عملاً اجازهی این کار رو بهش نمیده.
در این فصل، داستان وارد مرحلهای میشه که تهدیدها و موقعیتها دیگه صرفاً شوخیهای ساده یا اتفاقات مدرسهای نیستن. وانگ لینگ همچنان سعی میکنه قدرتش رو مهار کنه و از جلب توجه فرار کنه، اما مسائل جدید، روابط پیچیدهتر و چالشهایی با مقیاس بزرگتر سر راهش قرار میگیرن. در کنار اینها، تمرکز بیشتری روی دنیاسازی، گذشتهی شخصیتها و پیامدهای قدرت مطلق دیده میشه.
فضای کلی فصل پنجم ترکیبی از طنز خاص سری، اکشن فانتزی و لحظههای جدیتره؛ جایی که مخاطب کمکم حس میکنه داستان از یک کمدی خالص فراتر میره و به سمت روایت پختهتر و عمیقتری حرکت میکنه، بدون اینکه هویت بامزه و اغراقآمیز خودش رو از دست بده.
برای طرفدارهای قدیمی، این فصل یه قدم رو به جلوئه؛ هم از نظر داستان، هم از نظر بلوغ فضای روایت.