خلاصه داستان: نوح، قوی ترین کودک شش ساله جهان، موقعیت خوش شانسی را دارد که سیزدهمین شاهزاده امپراتور است. او که با سطح نامحدود و مهارت تقلب به دنیا آمد که به او اجازه میدهد تواناییهای افرادی را که به او فرمان میدهد به تواناییهای خودش اضافه کند، بینظیر است. نوح که در یک خانواده نجیب تناسخ یافته است، در محیطی غنی شده با آموزش استثنایی و منابع فراوان، شکوفا می شود و به استعدادهای او امکان می دهد شکوفا شوند. با این حال، در پشت نمای پر زرق و برق جامعه اشرافی، دنیایی از توطئه ها و مبارزات قدرت نهفته است.
(منبع: پونی کانیون)
خلاصه داستان: 🌸 چرا باید Hana-Kimi رو ببینی؟ (بدون اسپویل)
ببین، اگه دنبال یه انیمه (یا دقیقتر بگم، مانگا و لایو اکشنهای اقتباسی، چون انیمه کاملش یه جورایی کمه) هستی که تروپ “Gender Bender” رو به بهترین شکل ممکن پیاده کرده باشه، جای درستی اومدی.
داستان در مورد دختری به اسم میزوکی آشیا است که یه کراش عجیب و غریب روی یه قهرمان پرش ارتفاع به اسم ایزومی سانو داره. حالا قضیه کجا جالب میشه؟ سانو به خاطر یه مصدومیت ورزش رو ول کرده و میزوکی تصمیم میگیره از آمریکا بکوبه بیاد ژاپن تا دوباره اونو به ورزش برگردونه.
اما… یه مشکل ریز هست! مدرسهای که سانو توش درس میخونه، یه مدرسه شبانهروزی پسرانه است! 😱
پس میزوکی چیکار میکنه؟ موهاش رو کوتاه میکنه، لباس پسرونه میپوشه و دزدکی وارد مدرسه میشه تا هماتاقی سانو بشه!
خلاصه داستان: در روز قبل از سقوطش، لیدی تیاروس لاپیس کلمنتیل به یاد می آورد که در یک بازی اتوم است که زمانی در زندگی قبلی خود انجام داده بود. او عادت داشت عشق اصلی شاهزاده هارت نایتز لاپیس-لازولی لاکتوموت را می پرستید، اما متأسفانه او به عنوان قهرمان تناسخ نشد، بلکه به عنوان بدترین دشمن او - نامزد شرور - تناسخ پیدا کرد.
در مراسم فارغ التحصیلی آنها، هارت نایتز بدون اینکه چشم بر هم بزند، تیاروس را به اتهام جنایات محکوم می کند، نامزدی او را قطع می کند و آکاری قهرمان را به عنوان عروس جدیدش معرفی می کند. مهم نیست که تیاروس بی گناه باشد، او را از پادشاهی بیرون می کند. اما قبل از اجرای حکم او، یک چهره تکان دهنده ظاهر می شود. Aquasteed Marineforest، شاهزاده یک کشور قدرتمند همسایه، مدت زیادی است که احساسات خود را نسبت به Tiararose در دل دارد و قصد خود را برای ازدواج با او اعلام می کند!
مورد ستایش شاهزاده پادشاهی دیگر، چه چیزی در انتظار شرور در مسیرش به سوی پایانی خوش است؟
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: کونون که نابینا به دنیا آمده است، قصد دارد اولین کسی باشد که از جادوی آب برای ایجاد چشمان جدید برای خود استفاده می کند. پس از پنج ماه مطالعه، او قبلاً از معلم خود پیشی گرفته است و به رشد استعدادهای خود ادامه می دهد. جادوی او نه تنها می تواند به او کمک کند رنگ را حس کند، بلکه می تواند از آن برای ساخت وسایل دستی و حتی تجسم یک گربه کامل استفاده کند! خبر مهارت ها و نبوغ او به زودی به دادگاه می رسد و او را به عنوان شاگرد قدرتمندترین شعبده باز در این سرزمین به دست می آورد. اما آیا هدف نهایی او حتی قابل دستیابی است؟
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: کایا چان در مهدکودک به دلیل دردسرساز بودن بدنام است. اما خانم چی که وظیفه مراقبت از او را بر عهده دارد، به زودی توانایی های پنهان کایا را کشف می کند. برای یک ماجراجویی اکشن ترسناک نهایی در مهد کودک آماده شوید!
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: در کنار میو سوزوکی، یک دختر دبیرستانی شیک و خوش آب و هوا، یوسوکه تانی، پسری آرام و صریح نشسته است. تعامل آنها مختصر است و محدود به سوالات تصادفی سوزوکی و پاسخ های موجز تانی است. با این حال، در زیر این مبادلات ساده، احساسات عشق بی سر و صدا شکوفا می شوند.
سوزوکی تانی را همان طور که هست می بیند: پسری رک که به همه به یک اندازه احترام می گذارد، کاملاً بی توجه به جا افتادن او. با این حال، یک سوء تفاهم کوچک منجر به اعتراف سوزوکی به احساسات خود می شود - و با خوشحالی او، تانی نیز همین احساس را دارد. این زوج جوان با هیجان و هیجان شروع به قرار می کنند و سفری شگفت انگیز از دوستی و عشق را آغاز می کنند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: هر بار که یوی تاکیگوچی آنقدر آه می کشد، همکلاسی های زن او از تحسین و هیبت جیغ می کشند. او به دلیل ظاهر جذاب پسرانه و خلق و خوی معمولی اش «شاهزاده» مدرسه لقب گرفته است. با این حال، او تصمیم میگیرد نسبت به توجهی که دریافت میکند بیتفاوت باشد و روزهایش را به طور معمول میگذراند - یعنی تا زمانی که شاهزاده دیگر مدرسه، کوهاکو ایچیمورا، وارد زندگی او شود و او را زیبا خطاب کند.
کوهاکو هیچ شباهتی به یک شاهزاده ندارد - او بدون فکر عمل می کند و هر طور که می خواهد انجام می دهد. اما وقتی او از او تعریف می کند، یویی احساس گیجی می کند و نگاه او به او همه را عصبی می کند. او اولین پسری است که او را به عنوان یک دختر تصدیق می کند و تلاش های او برای فاصله گرفتن از خود بیهوده است زیرا به نظر می رسد او را در نظر گرفته است. در حالی که یوی به خودش می گوید که چیز جدی نیست، حتی او نمی تواند به طور کامل از هیاهویی که کوهاکو در قلبش ایجاد می کند چشم پوشی کند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: "E-Pulse" که توسط افکار و احساسات انسان ایجاد می شود ، به عنوان منبع انرژی برای دستگاه پشتیبانی AI "Sapotama" استفاده شد. از سایه این پیشرفت چشمگیر ، هیولاهای وحشتناک ظاهر می شوند. Digimon موجودات زنده ای هستند که با مصرف پالس الکترونیکی تکامل می یابند.
Tomoro Tenma پس از ملاقات با Gekkomon ، که ناگهان از Sapotama خود ظاهر می شود ، به یک تجربه خارق العاده تبدیل می شود. Tomoro در حالی که در کنار کیو ساویجیرو و سایر اعضای تیم شکار فضل "طلوع طلایی" زندگی می کند ، عزم خود را تجدید می کند. چه آینده جدیدی توسط انسان و دیجیمون جعل خواهد شد؟
(منبع: سایت رسمی)
خلاصه داستان: فصل پنجم The Daily Life of the Immortal King ادامهی زندگی بهظاهر عادی اما در باطن absurd و بیشازحد قدرتمند «وانگ لینگ» رو نشون میده؛ پسری که با قدرتی غیرقابل تصور، فقط دنبال یه زندگی آروم و بیدردسره، اما دنیا عملاً اجازهی این کار رو بهش نمیده.
در این فصل، داستان وارد مرحلهای میشه که تهدیدها و موقعیتها دیگه صرفاً شوخیهای ساده یا اتفاقات مدرسهای نیستن. وانگ لینگ همچنان سعی میکنه قدرتش رو مهار کنه و از جلب توجه فرار کنه، اما مسائل جدید، روابط پیچیدهتر و چالشهایی با مقیاس بزرگتر سر راهش قرار میگیرن. در کنار اینها، تمرکز بیشتری روی دنیاسازی، گذشتهی شخصیتها و پیامدهای قدرت مطلق دیده میشه.
فضای کلی فصل پنجم ترکیبی از طنز خاص سری، اکشن فانتزی و لحظههای جدیتره؛ جایی که مخاطب کمکم حس میکنه داستان از یک کمدی خالص فراتر میره و به سمت روایت پختهتر و عمیقتری حرکت میکنه، بدون اینکه هویت بامزه و اغراقآمیز خودش رو از دست بده.
برای طرفدارهای قدیمی، این فصل یه قدم رو به جلوئه؛ هم از نظر داستان، هم از نظر بلوغ فضای روایت.
خلاصه داستان: در اواسط قرن بیست و یکم، دنیای زیرزمینی جنایتکار توکیو توسط اربابان شیاطین اداره می شود - روسای جنایی که تحت عمل جراحی تقویت اتر قرار گرفته اند و به آنها ابرقدرت های وحشتناکی می دهند. تنها کسانی که می توانند آنها را از بین ببرند قهرمانان هستند، شکارچیان فضل که با استفاده از داروی E3 (E-Three) قدرت اتر خود را تقویت می کنند. با کشتن قانونی به عنوان بخشی از کار، قهرمان بودن کمتر به عدالت و بیشتر به بقا مربوط می شود.
یاشیرو، معروف به درو، یکی از این قهرمانان است - یک مجری مستقل که به تنهایی کار می کند. یعنی تا زمانی که جوگامین، یک دختر دبیرستانی و خود را "شاگرد" معرفی می کند، او را مجبور به ورود به زندگی او می کند. یاشیرو با اکراه او را زیر بال خود می گیرد، به زودی خود را در گردابی از درگیری های مرگبار گرفتار می یابد.
(منبع: MAL News)