خلاصه داستان: این داستان در Gen Kinokura ، یک کامپر انفرادی فداکار است که تنهایی خود را گنجینه می کند. وی در طی یکی از سفرهای معمول کمپینگ خود ، به طور غیر منتظره ای با Shizuku Kusano ، یک تازه کار کمپینگ عبور می کند. آنچه که به عنوان یک برخورد تصادفی آغاز می شود ، به یک همکاری غیرمعمول تبدیل می شود ، زیرا این دو به آنچه می توان فقط می توان "اردو زدن انفرادی برای دو" توصیف کرد.
(منبع: Pony Canyon)
خلاصه داستان: هنگامی که ماری دبیرستان به یک دانش آموز TARDY متوسل می شود ، او از اینکه متوجه می شود او یک جانور است که باید در مدرسه خود شرکت کند ، تعجب می کند! از این گذشته ، برای Beastfolk در کنار انسان همزیستی نیست ، اما هنوز هم غیر معمول است ، با تعصب و همه. در ابتدا عصبی از ملاقات با یکی ، ماری به زودی می آموزد که بیشتر از نمای بیرونی خزدارش برای او وجود دارد. در حقیقت ، هرچه بیشتر او را آشنا می کند ، بیشتر او را به سمت او ، استوار بودن ، مهربانی و ... بدنش می بیند ...
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: همراه با سه قهرمان دیگر، موکودا تسویوشی به دنیای فانتزی منتقل می شود تا پادشاهی را از یک تهدید مرموز نجات دهد. با این حال، به زودی مشخص می شود که تسویوشی به طور تصادفی به مراسم احضار کشیده شده است.
خلاصه داستان: Konoha Satou دارای تاریخ تاریک است. از این گذشته ، او سالهای نوجوانی خود را صرف نوشتن عاشقانه های فانتزی فانتزی خود مانند تاریخ تاریک خود کرد. اما از آنجا که او به نفرت انگیزترین شرور خود تبدیل شده است ، به یاد آوردن آخرین جزئیات اکنون موضوع زندگی و مرگ است. با اجتناب از اولین پرچم های مرگ ، ناگهان ساتو در تاریکی کنار رفت که یک غریبه مرموز از لیلی پادشاهی بازگشت-شخصیتی که او به یاد نمی آورد که در فیلمنامه اصلی بنویسد. اگرچه یومی ادعا می کند که متحد اوست ، اما آیا واقعاً می تواند به شخصیتی که در چنین دنیای خطرناکی از آن چیزی نمی داند اعتماد کند؟
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: Kaboku Kotani دبیرستان را شروع می کند ، و او قصد دارد آنچه را که همیشه انجام داده است انجام دهد: با دوستانش همراه شوید ، ساکت باشید و توجه زیادی به خودش جلب نکنید. از این گذشته ، به اندازه کافی سخت است که با لکنت مانند او کنار بیایید - چرا با ایستادن از جمعیت ، اوضاع را بدتر می کند؟ اما پس از آن او سال اول دیگر ، Hikari Wanda را می بیند ، مانند هیچ کس در حال تماشای نیست-یا مثل اینکه او اهمیتی نمی دهد چه کسی او را می بیند. این باعث تعجب کابوکو می شود: آیا او می تواند به همان آزادی برسد؟ برای پیدا کردن راه خود به واندا ، او کاری را انجام می دهد که هرگز فکر نمی کرد: او به باشگاه رقص می پیوندد. از این گذشته ، هر روال با یک قدم واحد شروع می شود ، درست است؟ به کبوکو و واندا بپیوندید زیرا آنها راه زندگی و عشق خود را آزاد می کنند!
(منبع: Kodansha USA)
خلاصه داستان: "کلاس ها" در سن 10 سالگی داده می شود ، و حضور یا عدم وجود "مهارت" تا حد زیادی بر زندگی تأثیر می گذارد. آرل ، فرزند "شاهزاده خانم شمشیر" فارا و "پادشاه جادویی" لئون ، به عنوان "بی کلاس" شناخته شده است ... اما حتی بدون شغل یا مهارت ، آرل معتقد است که می تواند با تلاش ادامه یابد.
(منبع: Earth Star Entertainment ، ترجمه شده)
خلاصه داستان: سامارا "سام" یانگ توسعه دهنده ای در لس آنجلس است که با اولین بازی ویدیویی خود با نام Ruminate قصد دستیابی به رویاهای خود را دارد. یعنی تا زمانی که یک پخش کننده محبوب به بازی یک بررسی دلخراش بدهد. حتی از این بدتر ، سام متوجه می شود که منتقد مشکل ساز اکنون همسایه جدید اوست! در یک داستان کمدی ، عاشقانه و کاملاً واقعی درباره بازی ، الگوهای رفتاری و اضطراب اجتماعی گم شوید. برای طرح بیایید ، برای سگ بمانید.
خلاصه داستان: نانا فوتامی ، هنرمند جدید Shoujo Manga ، هر روز در حالی که توسط Kaede Satou ، ویراستار زن خود که از او بزرگتر است ، پشتیبانی می کند ، و Mizuki Hazama ، دستیار وی. به گفته خود دختر ، او گاهی اوقات هذیان شدید روزمره بیماری شغلی را طبل می کند! یک کمدی دختران شاغل در صنعت سرگرمی ، توسط نویسنده ای که همیشه دختران مختلف را ترسیم می کند ، برای شما آورده است.
(منبع: Kodansha ، ترجمه شده)
خلاصه داستان: زندگی در زاغه های یک شهر ثروتمند ، رودو و پدر پرورش دهنده او سعی می کنند با بقیه ساکنان این شهر همزیستی کنند ، اما رودو از هدر رفتن طبقه بالایی تحقیر می کند. با نادیده گرفتن هشدارهای اطرافیان ، رودو به طور مرتب در جستجوی هر چیز مفید یا ارزشمند برای نجات از "پرتگاه" - یک سوراخ عظیم که هر چیزی که زباله در نظر گرفته شود ، از جمله مردم ، از جمله مردم ، از طریق زباله های این شهر شایع می شود. پدر بیولوژیکی رودو یکی از این افراد بود که پس از متهم به قتل ، به پرتگاه پرتاب شد.
یک روز ، پس از دویدن به چهره ای مرموز در راه خانه ، رودو برای یافتن بدن در حال مرگ رگتو روی زمین باز می گردد. وی بلافاصله توسط مقامات در صحنه پیدا می شود و به قتل متهم می شود. هیچ کس به ادعاهای خود در مورد بی گناهی اعتقاد ندارد و او را به پرتگاه پرتاب می کند. با این حال ، او به جای مرگ ، خود را در مکانی عجیب و ناپاک و ناخوشایند که توسط هیولا ساخته شده از سطل زباله احاطه شده است ، پیدا می کند.
هنگامی که رودو مورد حمله هیولاهای گفته شده قرار می گیرد ، وی توسط مردی به نام انژین نجات می یابد ، که خود را "پاک کننده" نشان می دهد - شخصی که از سلاح های ویژه ای به نام سازهای حیاتی برای مبارزه با این موجودات استفاده می کند. برای اینکه انتقام خود را از کسی که Regto را کشته است ، با اکراه با اکراه پاک کننده تر شود تا بتواند راه خود را به عقب و خارج از پرتگاه بجنگد.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]