خلاصه داستان: Rimuru Tempest نام جدید ساتورو میکامی 37 ساله است که بعد از اینکه توسط دزدان کشته می شود، در دنیایی دیگر مانند یک هیولای لیز می شود .در دنیای جدید دوستانی پیدا می کند و زندگی تازه ای را آغاز می کند...
خلاصه داستان: هیچ کس نمی داند که توراکو قبلاً یک خلافکار بوده و همکلاسی هایش او را به عنوان یک دانش آموز کامل می شناسند. اما همه چیز با ورود نوکوتان، دانشجوی انتقالی شاخدار، تغییر می کند. بینی او می تواند گذشته مخفی توراکو را بو کند! ...
خلاصه داستان: "ريوما تاکباياشی" پس از گذراندن عمر نافرجام، در 39 سالگي و در خواب از دنیا رفت. اما سه خدا به او فرصت میدهند تا در دنیای جادو دوباره تناسخ یابد، دنیایی كه در آن تنها یک مأموریت دارد: خود بودن و لذت بردن از زندگی...
خلاصه داستان: همراه با سه قهرمان دیگر، موکودا تسویوشی به دنیای فانتزی منتقل می شود تا پادشاهی را از یک تهدید مرموز نجات دهد. با این حال، به زودی مشخص می شود که تسویوشی به طور تصادفی به مراسم احضار کشیده شده است.
خلاصه داستان: ناتسومه تاکاشی کتابی را که متعلق به مادربزرگ مرحومش بوده به ارث می برد، متوجه می شود که کتاب مملو از نام ارواح است که او شکست داده و به وصیت او وابسته است. سپس تصمیم می گیرد نام آنها را برگرداند تا بتوانند یک بار دیگر آزاد شوند.
ناتسومه تاکاشي از کودکي قادر بود ارواح را ببيند، اما مخفي نگهداشتن اين توانايي، زندگي را برایش مشکل کرده بود. اما زماني که تاکاشي کتابي را از مادربزرگش به ارث ميبرد، همه چيز تغيير ميکند.
او متوجه میشوند که مادربزرگش، قدرتي مانند او داشته و ميفهمد چرا هميشه ارواح خوب و بد به سراغ او ميآيند.“کتاب دوستان” به او اجازه ميدهد ارواح ليست شده در صفحات آن را کنترل کند، “ناتسومه” سفري را به همراه محافظ خود، “مادارا”، روح بدنام، در پيش ميگيرد تا ارواح را آزاد کند...
خلاصه داستان: در آینده ای نزدیک، بخش زیادی از تمدن بشری به زیر آب رها شده است. ایکاروگا ناتسوکی، پسری که چند سال پیش مادر و پای خود را در یک تصادف از دست داده بود، سرخورده از زندگیدر شهر به خانه قدیمی روستایی خود که در نیمه دریاست می رود.
آتری نیز یک ربات است، اما ظاهر و عواطف او هر کسی را فریب می دهد و فکر می کند که او یک انسان زنده است...
خلاصه داستان: یک پزشک و بیمارش که اخیراً درگذشته است، به عنوان دوقلو در یک بت موسیقی مشهور ژاپنی متولد می شوند و با بزرگ شدن در کنار هم در طول زندگی خود، در اوج و فرودهای صنعت سرگرمی ژاپن حرکت می کنند...
خلاصه داستان: یک پسر ابرقهرمان دوست داشتنی و بدون هیچ گونه قدرت تصمیم دارد در یک آکادمی معتبر قهرمان ثبت نام کند و یاد بگیرد که واقعاً قهرمان بودن چیست.
خلاصه داستان: نائوئه کان، یک ماساژدرمانگر است که با یک بیمار عجیب آشنا می شود: یک بانوی دوست داشتنی با گوش های نوک تیز و چشم های زمرد که عاشق غذاهای ناسالم است. وسواس او را فراگرفته است و حالا نائو باید به او کمک کند تا وزن کم کند...
خلاصه داستان: در شهر کوروزو-چو، کری گوشیما با خانواده اش زندگی نسبتاً عادی دارد. هنگامی که او یک روز برای ملاقات با دوست پسرش، شوئیچی سایتو به ایستگاه قطار می رود، پدرش را می بیند که در یک کوچه به صدف حلزون خیره شده است. او بدون اینکه فکرش را بکند، ماجرا را به شوویچی یادآوری می کند، او می گوید که پدرش اخیراً رفتارهای عجیب و غریبی داشته است. شوئیچی تمایل فزاینده خود را برای ترک شهر با کری آشکار می کند و می گوید که شهر به مارپیچ آلوده شده است.
اما وسواس پدرش به شکل به زودی مرگبار می شود و زنجیره ای از وقایع وحشتناک و غیرقابل توضیح را آغاز می کند که باعث می شود ساکنان کوروزو-چو به سمت جنون بروند.