خلاصه داستان: "قهرمان" بدترین مجازات دنیاست. کسانی که به جنایات فجیع محکوم می شوند به "قهرمان" شدن محکوم می شوند و مجبور می شوند در جنگ علیه اربابان شیطان به خدمت سربازی اجباری بپردازند. این محکومان حتی اجازه ندارند بمیرند – اگر کشته شوند، روزی دیگر زنده خواهند شد تا بجنگند.
قهرمان Xylo Forbartz، رئیس سابق Order of the Holy Knights، رهبری یک واحد کیفری از افراد افسرده را بر عهده دارد که در خط مقدم می جنگند. در این بدترین شرایط است که او با Teoritta، یکی از قوی ترین سلاح های جهان آشنا می شود. "وقتی آخرین دشمن شکست خورد، باید مرا ستایش کنی و بر سرم بزنی." او برای زنده ماندن و انتقام گرفتن از کسانی که به او ظلم کردند، با الهه پیمان می بندد و با سر به گرداب جنگ و دسیسه می رود.
(منبع: سایت رسمی، ویرایش شده)
خلاصه داستان: الن هشت ساله که دختر هم روح و خون انسان است ، بر عناصر قدرت دارد-هرچند نوع سنتی چهار عنصر نیست. او این قدرت را دارد که با دستکاری عناصر جدول تناوبی ، محیط اطراف خود را تغییر دهد. مهمتر از آن ، الن همچنین به دلیل دانشمند بودن در زندگی گذشته خود ، دانش علمی زیادی دارد.
در طول جنگ علیه یک پادشاهی همسایه ، Rovel Vankreift ، قهرمان پادشاهی تنبال و فرزند ارشد خانه وانکریفت - و همچنین پدر الن - به طرز مهمی زخمی شد. با این حال ، روحی که از طرف رول جنگید ، لیدی Origin ، او را به قلمرو خود آورد تا او را از چنگال مرگ نجات دهد. لیدی Origin ، که به نظر می رسد ملکه قلمرو روح و همچنین مادر نهایی الن است ، یکی از قدرتمندترین ارواح موجود است و باعث می شود الن کوچک بر خلاف ظاهر بی گناه خود کاملاً قدرتمند باشد.
اما حتی یک خانواده به همان اندازه خوشحال است که این سهم نسبتاً نسبت به مشکلات خود دارد ، زیرا الن و والدینش مجبور هستند تا روابط قدیمی خود را با خانواده Vankreift وصل کنند تا از افتخار اقوام خود دفاع کنند - همه در حالی که وجود خطرناک الن را از عموم مردم پنهان می کند تا شادی غیرقابل تحمل خود را حفظ کند.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: Toujima Tanzaburou تمام زندگی خود را صرف تعقیب یک رویا کرده است: برای تبدیل شدن به کامن سوار. اکنون ، در 40 سالگی ، واقعیت تقریباً او را به خود جلب کرده است ، و او در آستانه رها کردن خیال کودکی خود است.
یعنی تا زمانی که او در یک موج جنایتی به رهبری باند "شوکه کننده جعلی" گرفتار نشود-رویای طولانی مدت خود را به چیزی بسیار خطرناک تر سوق داد.
آنچه به عنوان سفر یک قهرمان وانمود شروع می شود به سرعت چیزی واقعی می شود. Fantasy نهایی Kamen Rider در حال شروع است!
(منبع: اخبار مال)
خلاصه داستان: بیایید راه برویم و صحبت کنیم. آیا می توانید بلند شوید؟
دروغ گونوسیا دروغ می گوید. آنها با وانمود به انسان بودن ، آنها نزدیک می شوند ، فریب و فریب می دهند و سپس هر شخص را در مجاورت جهان ، یک قربانی در هر زمان ریشه کن می کنند.
خدمه یک سفینه فضایی در حال حرکت ، در برابر یک تهدید مرموز و کشنده که به عنوان "گنوسیا" شناخته می شود و هیچ تصوری از این که در بین آنها واقعاً دشمن است ، روبرو نیست ، طرحی ناامید کننده برای بقا ایجاد می کند. مشکوک ترین آنها در بین آنها یک به یک در "خواب سرد" قرار می گیرد ، در تلاش برای خلاص شدن کامل کشتی گنوسیا.
با این حال ، تقریباً غیرممکن است که بگوییم آیا هر شخص در خواب سرد است ، واقعاً گنوسی بود - یا فقط یک قلاب فقیر و ناگوار ، که توسط Gnosia برای بقای خود قربانی شده است. آیا انسانها می توانند پیروز شوند؟ یا بشر محکوم است ...؟
(منبع: بازیگری)
خلاصه داستان: افراد مبتلا به ماموتارو و خون اونی که از طریق رگ های خود می روند ، رقابت دیرینه ای را حفظ می کنند. Oni بی دقتی ، بثورات و بی نظمی است ، در حالی که Momotarou از دنیای بشر در برابر ONI غیرقابل کنترل محافظت می کند. Shiki Ichinose یک نوجوان بی پروا و غیرمسئولانه است که از مخالفت خود آگاه است و حتی به اخراج خود از مدرسه افتخار می کند. علی رغم نگرش عصیانگر شیکی ، پدر پرورش دهنده وی ، Tsuyoshi ، عمیقاً به او اهمیت می دهد.
عشق فداکارانه Tsuyoshi به زودی در یک حادثه انفجاری نشان داده می شود که یک ماموتارو در جستجوی شیکی می کند. به عنوان یک خود مادوتارو ، Tsuyoshi سالهاست که شیکی را پنهان می کند و ریشه های Oni خود را حتی از او مخفی نگه می دارد. در حالی که او جان خود را برای نجات شیکی و اعتراف به همه چیز در نفس در حال مرگ خود می گذارد ، خون اونیی شییکی برای اولین بار بیدار می شود و او را به یک هیولا ناعادلانه که با خشم و عطش انتقام جویی سرریز می شود ، تبدیل می کند.
طغیان لحظه ای Shiki توجه Naito Mudano ، معلم ONI را در آکادمی Rakshasa - یک موسسه برای Young Oni که نیاز به درک و تکمیل قدرت خود دارند ، جلب می کند. قبل از اینکه شیکی بتواند از پدرش انتقام بگیرد ، باید یاد بگیرد که ماهیت سرسخت و تحریک آمیز خود را کنترل کند و مهمتر از همه ، با خون شیطانی خود بجنگد.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: داستان با ساندا ، دانش آموز سال دوم دبیرستان آغاز می شود و با یک چاقوی آشپزخانه توسط همکلاسی خود Fuyumura مورد حمله قرار می گیرد. در حالی که ساندا در ابتدا نمی توانست وضعیت را حس کند ، او به تدریج باور کرد که اقدامات فیومورا فقط به معنای اقدامات ناشی از دومی است که یک مرحله بلوغ عجیب و غریب است.
اما این در واقع یک سوء تفاهم بود. Fuyumura به طور جدی سؤال می کند که آیا ساندا در واقع فرزندان یک خانواده خاص است ...
(منبع: MU)
خلاصه داستان: هنگامی که نور از هماهنگی قبایل بیرون می آید ، رفقای سابق وی فوراً او را روشن می کنند. نور از این عمل شیطانی خیانت توسط پوست دندان های خود فرار می کند ... فقط برای پیدا کردن خود در عمیق ترین قسمت پرتگاه ، خطرناک ترین سیاه چال در قلمرو! او برای جلوگیری از خوردن توسط هیولاهای گوشتخوار ، از گاچا نامحدود ، تنها مهارت جادویی او استفاده می کند. اما جایی که قبلاً فقط موارد آشغال را تولید می کرد ، این بار Mei - یک جنگنده سطح 9999 زرق و برق دار در لباس خدمتکار - به پایان می رسد! سه سال سریع به جلو بروید و نور پادشاهی خود را در این سیاه چال آب پشتی حک کرده است ، و احضار سطح زیباتر 9999 جنگجویان که قسم به او قسم می خورند. اکنون یک سطح قدرتمند سطح 9999 خود را به خود اختصاص می دهد ، لایت قصد دارد به سطح صعود کند و از خیانت کنندگانش انتقام بگیرد یکی یکی!
(منبع: J-Novel Club)
خلاصه داستان: Midori در کمی اتصال است. او در بدهی است و صاحبخانه وی در تلاش است تا او را به دلیل اجاره بدون پرداخت هزینه کند. بهترین دوست او از وام گرفتن پول نقد خودداری می کند زیرا او از ترفندهای خود پیروز شده است. شاید برخی از زورگویی ها کمک کند. یا کمی سرقت کوچک؟ نه پایدار نیست. شاید گرفتن شغل چیزها را حل کند ... اما کار به معنای زمان کمتری برای ماجراهای سرگرم کننده در شهر بزرگ است ...
(منبع: عمودی)
خلاصه داستان: یک مدرسه دخترانه مخصوص افراد بزهکار در کنار یک مدرسه پسرانه قرار دارد. روزی، دو دانشآموز از هر مدرسه، کائوروکو و رینتارو، با هم آشنا میشوند و رابطهای بین آنها شکل میگیرد...
خلاصه داستان: بهترین دوستان Yoshiki و Hikaru در بیشتر زندگی خود مانند چسب گیر کرده اند. این دو پسر که در یک دهکده کوچک زندگی می کنند و تنها کودکانی هستند که در سن خود هستند ، در شرکت یکدیگر آرامش پیدا می کنند. دوستی آنها در نگاه اول زیبا به نظر می رسد ، اما یوشیکی از زمان یک تابستان سرنوشت ساز متوجه تغییر رفتار هیکارو شده است.
"Hikaru" که اکنون در کنار او قرار دارد ، چیزی شبیه به دوستش نیست. علی رغم ظاهر بدنی و خاطرات او که دقیقاً یکسان است ، یوشیکی می داند که چیزی از دست و پا افتاده است و Hikaru که او یک بار می دانست از بین رفته است. هنگامی که او این مسئله را به وجود آورد ، Hikaru تا حدی به موجودی دنیای دیگر تبدیل می شود و تهدید می کند که اگر نتواند آن را بپذیرد ، یوشیکی را بکشد - در حالی که عشق خود را به او نیز نشان می دهد.
یوشیکی که با اندوه و ناتوان از بهترین دوست خود رها نشده است ، تلاش می کند تا با زندگی خود حرکت کند ، زیرا او خود را نزدیک تر می کند به Hikaru جدید. در عین حال ، وقایع عجیب و غریب شروع به طاعون روستای خود می کند و هرج و مرج ناخوشایند را به همراه می آورد.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]