خلاصه داستان: Hitori no Shita: The Outcast یه دونگهوا/انیمهی اکشن–فانتزی با ریشههای عمیق در اسطورهشناسی و فلسفهی شرقیه که با فضای مرموز و روایت چندلایهاش شناخته میشه. داستان از زندگی ظاهراً عادی یه دانشجو شروع میشه؛ کسی که ناگهان با دنیایی مخفی از استادان رزمی، فنون باستانی و قدرتهایی فراتر از عقل روزمره روبهرو میشه.
با ورود شخصیت اصلی به این دنیای پنهان، کمکم رازهایی دربارهی گذشتهی خودش و جایگاهش در این سیستم ناشناخته آشکار میشه، بدون اینکه روایت مستقیم وارد افشای بزرگ بشه. هویت، سرنوشت و مفهوم «خارجی بودن» از جامعه، تمهای مرکزی داستان هستن و مبارزات بیشتر از اینکه صرفاً نمایشی باشن، بار معنایی و فلسفی دارن.
فضای کلی اثر ترکیبی از اکشن مدرن، اساطیر چینی و روابط پیچیده بین شخصیتهاست. Hitori no Shita انتخاب مناسبیه برای کسایی که از داستانهای رازآلود، مبارزات مبتنی بر هنرهای رزمی و دنیاهایی لذت میبرن که حقیقتشون بهآرومی و با صبر آشکار میشه
خلاصه داستان: از زمانی که او یک دختر جوان بود، به سوها گفته شد که توانایی های مافوق بشری خود را پنهان کند تا با یک خون آشام اشتباه گرفته نشود. سوها که متهم به یکی بودن و مقصر مرگ دوست دوران کودکی اش شده است، در آکادمی دسلیس ثبت نام می کند - مدرسه ای شبانه که ظاهرا موجودات ماوراء طبیعی مانند خون آشام ها و گرگینه ها نمی توانند وارد آن شوند.
در آکادمی، سوها به زودی با هلی، دانش آموزی روبرو می شود که با وجود کشف راز او پیشنهاد دوستی می دهد. هلی سوها را به دوستان نزدیک خود - ژان، جینو، شیون، جاکا، نوآ و سولون - که همگی قدرتهای متفاوتی دارند، معرفی میکند. اما به نظر می رسد ارتباط آنها عمیق تر از این باشد. آنها با کنجکاوی به سمت او کشیده می شوند و احساس می کنند هر کاری که او بخواهد انجام می دهند.
در پرتو یک قتل اخیر که گفته می شود کار یک خون آشام است، تاریخ ناراحت کننده هلی و دوستانش به آرامی آشکار می شود. در حالی که هفت پسر سعی می کنند از سوها در برابر دنیای ماوراء طبیعی محافظت کنند، او به ناچار درگیر رقابت چند صد ساله بین خون آشام ها و گرگینه ها می شود. با تشدید تنش ها، سوها متوجه می شود که ممکن است بیش از هر زمان دیگری به موجوداتی که بیشتر از همه از او متنفر است نزدیک باشد.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: در اعماق جنگل سیاه پر از قارچ های سمی، جادوگری به نام لونا به تنهایی زندگی می کند. با پوستی که در لمس سمی است و نفسی که اگر به اندازه کافی نزدیک شود می کشد، مجبور می شود از تمدن مجاور منزوی بماند. حتی با این شرایط، لونا همچنان برای تحویل دارو و خرید کتابهای جدید برای خواندن، از یک شهر مجاور بازدید میکند.
علیرغم اینکه لونا هرگز به هیچ یک از ساکنان شهر آسیبی نزده است، بسیاری از معاشرت با او می ترسند، زیرا او یک جادوگر سیاه در پادشاهی است که توسط جادوگران سفید اداره می شود. لونا که فقط می تواند از راه دور تماشا کند در حالی که مردم داروهای او را دریافت می کنند و آزادانه با یکدیگر صحبت می کنند، به سمت زندگی آنها کشیده می شود، حتی اگر گاهی اوقات به معنای به خطر انداختن خود باشد.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان:
پسری طلسم شده "انگشت شیطان" را می بلعد و خود نفرین می شود. او وارد مدرسه "شمن" می شود تا بتواند اعضای دیگر بدن شیطان را پیدا کرده و جن را از خود خارج کند...
خلاصه داستان: "قهرمان" بدترین مجازات دنیاست. کسانی که به جنایات فجیع محکوم می شوند به "قهرمان" شدن محکوم می شوند و مجبور می شوند در جنگ علیه اربابان شیطان به خدمت سربازی اجباری بپردازند. این محکومان حتی اجازه ندارند بمیرند – اگر کشته شوند، روزی دیگر زنده خواهند شد تا بجنگند.
قهرمان Xylo Forbartz، رئیس سابق Order of the Holy Knights، رهبری یک واحد کیفری از افراد افسرده را بر عهده دارد که در خط مقدم می جنگند. در این بدترین شرایط است که او با Teoritta، یکی از قوی ترین سلاح های جهان آشنا می شود. "وقتی آخرین دشمن شکست خورد، باید مرا ستایش کنی و بر سرم بزنی." او برای زنده ماندن و انتقام گرفتن از کسانی که به او ظلم کردند، با الهه پیمان می بندد و با سر به گرداب جنگ و دسیسه می رود.
(منبع: سایت رسمی، ویرایش شده)
خلاصه داستان: گروه بت F/ACE اخیراً به لطف تامون فوکوهارا - رهبر خوش تیپ، وحشی و با استعداد آن، محبوبیت بیشتری پیدا کرده است. یوتیج کینوشیتا هفده ساله یکی از طرفداران آوازی است که F/ACE را بسیار تحسین می کند. همانطور که زندگی او حول پرستش تامون می چرخد، یوتیج در یک شرکت نظافت خانه کار می کند تا پولی به دست آورد و به حمایت از او ادامه دهد.
وقتی همکارش مریض می شود، یوتیج به مشتری جدیدی به نام تامون منصوب می شود. او معتقد است که این صرفاً یک تصادف است - تا زمانی که با سلبریتی واقعی روبرو شود! تعجب او تنها زمانی بیشتر می شود که متوجه می شود، برخلاف سوپراستار برون گرا که برای عموم شناخته شده است، تامون در واقع مردی غمگین است که هیچ دوست یا اعتماد به نفسی ندارد.
با توجه به اینکه ستایش اوتیج برای تامون هیچ حد و مرزی نمی شناسد، او قول می دهد که راز او را حفظ کند و در کنارش بماند - اما برخورد با رفتارهای متضاد تامون در داخل و خارج از محل کار ممکن است سخت ترین کار باشد.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: Eiyuu، دانشآموز دبیرستانی، دچار یک دوراهی است: دو دوست دوران کودکیاش، شیو و آکاری، تقریباً خیلی بامزه شدهاند! با وجود اینکه به نظر نمی رسد که آن ها زیاد به آن فکر کنند، او نمی تواند آنها را از دید دیگری نبیند. اگر آنها متوجه می شدند که چگونه احساسات او تغییر کرده است، شرمندگی بسیار زیاد خواهد بود! با این حال، چیزی که اییو نمی داند این است که شیو و آکاری ممکن است احساسات خودشان را داشته باشند.
مثلث عشقی آرام سوزی که در آن همه قهرمانان دوستان دوران کودکی هستند - مثلثی که به همان اندازه خسته کننده و غیرقابل مقاومت است!
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: یوکی از خواب بیدار می شود و خود را در خانه ای ناآشنا می بیند که یونیفرم خدمتکار پوشیده و روی تخت مجلل دراز کشیده است. به زودی، او پنج دختر دیگر را پیدا می کند که همگی شبیه او لباس می پوشند. این خانه ارواح است و تنها راهی که آنها میتوانند زنده بمانند این است که از تلههایی که در کمین هستند عبور کنند - بازیهای مرگبار پر از تفنگ، ارههای وزوز، اتاقهای قفلشده و سلاح. این یک وضعیت ناامیدکننده و وحشتناک برای همه آنجاست...خب، همه به جز یوکی. از این گذشته ، این حرفه او در هفده سالگی است. به نظر شما عجیب است؟ او موافقت خواهد کرد. اما برخی از مردم اینگونه هستند—آنها زندگی خود را از بازی مرگ کسب می کنند.
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: "یا دولا، امروز آخرین روز شما در مهمانی خواهد بود."
اورن که زمانی یک شمشیرزن ماهر بود، با نقش افسونگر سازگار شده بود تا شکاف مهمی در حزب قهرمان پر کند. با این حال، یک روز، رهبر حزب به طور ناگهانی او را برکنار می کند و ادعا می کند که مهارت هایش کم است. اورن که توسط رفقای سابقش به عنوان "ضعیف" و "جک همه حرفه ها، استاد هیچکدام" نامگذاری شده بود، بدون هیچ فکری بیرون رانده می شود.
او که مصمم است از نو شروع کند، به ماجراجویی باز می گردد – این بار به عنوان یک شمشیرزن، نقشی که در ابتدا در آن عالی بود. اما زمان او به عنوان یک افسونگر به دور از تلف شدن بود. تجربه، دانش و طلسمهای اصلی بیشماری که او در حزب قهرمان ایجاد کرد، او را به یک جنگجو تبدیل کرده است که شبیه هیچکس دیگری نیست. اکنون، اورن با مجموعهای از مهارتهای غیر متعارف، آماده است تا مسیر خود را بپیماید، مسیری که قدرت واقعی خود را به دنیا ثابت کند.
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: این داستان در مورد شینونوم هاجیمه، ماجراجوی محدوده سیلور است. او وقف انجام ماموریت های صنفی است. یک روز هنگام تکمیل جستجوی گوشت هیولا، دختری عجیب به نام لیلی را در سیاهچال می یابد که بسیار بیشتر از ارزش او دردسر دارد. با نجات دختر از مرگ حتمی، داستان او را به یاد گذشته مشابه خود می اندازد و او را تحت مراقبت خود می گیرد...
(منبع: MU)