خلاصه داستان: با قهرمانی دوستداشتنی و هنری دلپذیر، این داستان بریدهای از زندگی در کنار دریا، آرامش را در هرج و مرج دنیای مدرن ارائه میدهد. به مدت دو سال، Wakana Kinme یک سرویس خشکشویی در شهر تفریحی ساحلی آتامی راهاندازی میکند، جایی که او زندگی رضایت بخشی را ایجاد کرده است و با مردم محلی دوست میشود و از چشمههای آب گرم بازدید میکند. اگرچه واکانا هیچ اطلاعی از گذشته خود ندارد، خدمات نظافتی او از خاطرات آغشته به اقلام گرانبهای مشتریان محافظت می کند.
(منبع: Square Enix)
خلاصه داستان: سیچیرو کوندو، برده شرکتی 29 ساله که در حال حاضر به پایان رسیده است، ناگهان شاهد باز شدن زمین و بلعیدن زنی است. در میان تلاش های او برای نجات او، این دو به دنیای دیگری منتقل می شوند. او به زودی متوجه می شود که مردم در این جهان یک قدیس را احضار کردند تا پادشاهی خود را از طاعون نجات دهند. به عنوان غرامت برای کشاندن کوندو به آشفتگی، پادشاهی به او اطمینان می دهد که زندگی راحت برای او فراهم می کند و هر یک از آرزوهایش را برآورده می کند. در کمال تعجب، کوندو درخواست کار می کند.
کوندو پس از موفقیت در حسابداری در کاخ سلطنتی، خود را وقف پست جدید خود می کند. کار دقیق و کامل او توجه مقامات عالی رتبه و شوالیه های مختلف، به ویژه آرش ایندولارک، کاپیتان شوالیه خونسرد را به خود جلب می کند. همانطور که کندو خود را با محیط طاقت فرسا و خطرناک جدید خود وفق می دهد، او شروع به یافتن آرامش در شرکت آرش می کند، که رفتار یخی اش ممکن است فقط یک نما باشد.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: Arne Neuntöte یک کارآگاه خون آشام است که قدرت های ماوراء طبیعی را دستکاری می کند. لین راینوایس دختر یک نجیب زاده است که عاشق خون آشام ها است. دنیای آنها هرگز نباید از هم می گذشت، اما آنها دست به دست هم می دهند تا یک معمای خونین را حل کنند. در تاریک ترین شب ها، لین خود را به شدت نیازمند کمک می بیند. سپس او به شهر اسرارآمیز "Lügenberg"، جایی که غیرانسان ها در آن زندگی می کنند، سرگردان می شود.
دنیای لین وقتی با "آرن" خون آشامی که "بدترین" شهر نامیده می شود، روبرو می شود، به شدت تغییر می کند. و امشب یک "پرونده قتل" جدید رخ داده است. حقیقت پشت حوادث عجیبی که در دنیایی رخ می دهد که انسانیت و چیزهای عجیب و غریب تلاقی می کنند چیست؟
"بیا، انسان. می توانی زیر ماه زرشکی با شادی برقصی."
(منبع: Steam، ویرایش شده)
خلاصه داستان: آلما ، یک ربات خودآموز خودمختار با قابلیت های جنگی پیشرفته ، توسط دو دانشمند نبوغ ، Enji Kamisato و Suzume Yobane ایجاد شد که به ترتیب هوش مصنوعی و روباتیک آلما را توسعه دادند. این دوتایی پس از تمسخر توسط آشنایان سابق خود ، با هم کار کرده اند تا استعدادهای واقعی خود را به جهانیان نشان دهند. اما حتی اگر آنها در کار خود همکاری می کنند ، به نظر نمی رسد که این دو دانشمند در زندگی شخصی خود به سر می برند.
با این حال ، علی رغم مشاجره مداوم آنها ، Enji و Suzume درخشش محبت متقابل را ایجاد می کنند. اکنون کنجکاو ، آلما شروع به زیر سوال بردن ماهیت واقعی روابط سازندگانش می کند. از آنجا که او بیشتر در مورد بشریت از اطرافیان خود می آموزد ، پیوندهای آلما با Enji و Suzume فقط قوی تر می شوند.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: نوح، قوی ترین کودک شش ساله جهان، موقعیت خوش شانسی را دارد که سیزدهمین شاهزاده امپراتور است. او که با سطح نامحدود و مهارت تقلب به دنیا آمد که به او اجازه میدهد تواناییهای افرادی را که به او فرمان میدهد به تواناییهای خودش اضافه کند، بینظیر است. نوح که در یک خانواده نجیب تناسخ یافته است، در محیطی غنی شده با آموزش استثنایی و منابع فراوان، شکوفا می شود و به استعدادهای او امکان می دهد شکوفا شوند. با این حال، در پشت نمای پر زرق و برق جامعه اشرافی، دنیایی از توطئه ها و مبارزات قدرت نهفته است.
(منبع: پونی کانیون)
خلاصه داستان: ماکیو کودای، رمان نویس سی و پنج ساله، هرگز با خواهر بزرگترش مینوری، که همیشه او را به خاطر متفاوت بودن سرزنش می کرد، رابطه خوبی نداشت. به همین دلیل، ماکیو با شنیدن خبر مرگ مینوری و شوهرش در یک تصادف اتومبیل، غمگین نمی شود. اما وقتی از ماکیو خواسته می شود اجساد آنها را شناسایی کند، با خواهرزاده 15 ساله خود، آسا تاکومی، که سال هاست او را ندیده، برخورد می کند.
ماکیو که برای پردازش مرگ والدینش تلاش می کند، به آسا اطمینان می دهد که احساسات پیچیده او معتبر هستند و به نوجوان پیشنهاد می کند که شروع به نوشتن در یک دفترچه خاطرات به عنوان راهی برای مقابله با فقدان کند. ماکیو با اطلاع از اینکه هیچ اقوام دیگری نمیخواهند آسا را قبول کنند، تصمیم میگیرد با وجود نداشتن تجربه، قیم او شود. در دنیای پر از عدم اطمینان، رمان نویس و نوجوان باید یاد بگیرند که با یکدیگر زندگی کنند و در عین حال خود را کشف کنند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: 🌸 چرا باید Hana-Kimi رو ببینی؟ (بدون اسپویل)
ببین، اگه دنبال یه انیمه (یا دقیقتر بگم، مانگا و لایو اکشنهای اقتباسی، چون انیمه کاملش یه جورایی کمه) هستی که تروپ “Gender Bender” رو به بهترین شکل ممکن پیاده کرده باشه، جای درستی اومدی.
داستان در مورد دختری به اسم میزوکی آشیا است که یه کراش عجیب و غریب روی یه قهرمان پرش ارتفاع به اسم ایزومی سانو داره. حالا قضیه کجا جالب میشه؟ سانو به خاطر یه مصدومیت ورزش رو ول کرده و میزوکی تصمیم میگیره از آمریکا بکوبه بیاد ژاپن تا دوباره اونو به ورزش برگردونه.
اما… یه مشکل ریز هست! مدرسهای که سانو توش درس میخونه، یه مدرسه شبانهروزی پسرانه است! 😱
پس میزوکی چیکار میکنه؟ موهاش رو کوتاه میکنه، لباس پسرونه میپوشه و دزدکی وارد مدرسه میشه تا هماتاقی سانو بشه!
خلاصه داستان: اینجا دنیایی است که در آن کشتار و شکنجه قانونی است. سرو، کارگر پاره وقت در یک شرکت شکنجه، هر روز با همکار ارشد خود، سیو، از شکنجه مردم لذت می برد. با اضافه شدن مایک و هیو پاره وقت جدید، زندگی شکنجه ای سرگرم کننده ادامه دارد!
شکاف بین محل کار راحت در خانه و شکنجه های وحشتناک قطعا معتادان زیادی را به خود جذب می کند!
(منبع: هاکوسنشا، ترجمه)
خلاصه داستان: لو مینگفی یک کودک دبیرستانی معمولی است که برای فارغ التحصیلی آماده می شود. یعنی تا زمانی که او نامه پذیرش را از کالج کاسل دریافت نکند ، مدرسه ای که او حتی به آن مراجعه نکرده است. به محض ورود ، لو می آموزد که مأموریت مدرسه ساده است: از بشریت در برابر اژدها محافظت کنید. در میانه درگیری قدیمی ، لو به زودی حقیقت شدید جنگ بشریت علیه نژاد اژدها را کشف می کند.
خلاصه داستان: وقتی لیزل به طور مرموزی خود را در شهری میبیند که شباهتهای عجیبی با شهر او دارد، اما به وضوح اینطور نیست، به سرعت با حقیقت بعید کنار میآید: این دنیای کاملاً متفاوتی است. با این حال، لیزل آرام از آن دسته ای نیست که وحشت کند. او بلافاصله تصمیم می گیرد تا درباره این مکان عجیب بیشتر بداند و برای کمک به او، یک ماجراجوی کارکشته به نام گیل را به عنوان راهنمای تور و محافظ خود استخدام می کند.
تا زمانی که بتواند راهی برای خانه پیدا کند، لیزل معتقد است که این فرصتی عالی برای کشف یک راه جدید از زندگی ماجراجویی به عنوان بخشی از یک انجمن است. پس از همه، او مطمئن است که در نهایت به خانه خواهد رفت... ممکن است در حال حاضر از تعطیلات آخرت نیز لذت ببرد!
(منبع: توکیوپاپ)