خلاصه داستان: با یک لبخند ، OOTA از نمرات آزمون تک رقمی خود چشم پوشی می کند و منبع جدیدی از سرگرمی را جستجو می کند. او به زودی توسط همکلاسی خود کاشیوادا ، دانش آموز مرموز که به طور مداوم چهره ای خالی می پوشد ، اسیر می شود. اووتا توطئه می کند تا از طریق ترس و وحشت و طرح های بدبختانه رفتار خود را بشکند ، اگرچه به نظر می رسد تاکتیک های او همیشه آتش سوزی می کند.
اووتا به عنوان دلقک کلاس شناخته می شود و دائماً توسط معلم خود نظم و انضباط می یابد ، که ادعا می کند "چهره او آن را از بین می برد". به هیچ وجه تقصیر خود را ندارد ، او فاقد کنترل احساسات و بیان صورت خود است. از طرف دیگر ، کاشیوادا به نظر می رسد که دائماً بی احساس و غیرقابل خواندن است - هیچ کس نمی داند چه فکر می کند!
Oota و Kashiwada مخالفان کاملی هستند ، اما این امر مانع از ایجاد یک رابطه منحصر به فرد بین آنها نمی شود. از آنجا که آنها احساسات خود را نسبت به یکدیگر درک می کنند ، این سؤال مهم را ایجاد می کند: آیا مخالفان واقعاً جذب می کنند؟
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: به عنوان یک خون آشام ، لونا ایشیکاوا می تواند یک دانشجوی انتقال منحصر به فرد در نظر گرفته شود. او با رفتار جالب خود ، به سرعت به مرکز توجه کلاس او تبدیل شده است. به طور معمول ، برای تاتسوتا اوتوری - یک مرد کاملاً متوسط - تقریباً غیرممکن خواهد بود تا با او ارتباط برقرار کند. با این حال ، این تغییر می کند که این دو به طور غیر منتظره ای برای تمیز کردن وظیفه جفت شوند!
بعد از اینکه تاتسوتا به طور خودجوش دوستی با لونا ایجاد می کند ، تصور او از او به آرامی فرو می رود: او دختر مرموز و جمع شده ای نیست که همه فکر می کنند او است. در واقع ، او قادر به حتی مکیدن صحیح خون نیست! تاتسوتا برای کمک به لونا برای غلبه بر ناسازگاری خود ، تصمیم گرفت تا شریک عمل او شود. این دوتایی به تدریج به سمت هدف دلپذیر خود کار می کند و مهارت های خونی خون لونا را با هر نیش که می گیرد ، به تدریج به سمت هدف دلپذیر خود کار می کند.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: این دوره Edo است. ایچیتارو ، استاد جوان ناگازاکیا ، یکی از بزرگترین فروشگاه های نیهونباشی ، از بدو تولد از سلامتی ضعیف برخوردار بوده و قادر به بیرون رفتن نیست. با این حال ، Ichitarou همیشه توسط شیاطین مانند شیراساوا و اینوگامی که به او خدمت می کنند محافظت می شود. یک شب ، Ichitarou مخفیانه بیرون می رود و شاهد قتل است. از آن روز به بعد ، قتل های عجیب و غریب یکی پس از دیگری در ادو شروع می شود ... با کمک شیاطین ، جستجوی ایشیتارو برای مقصر آغاز می شود!
(منبع: سایت رسمی ، ترجمه شده)
خلاصه داستان: "من برای خوردن شما آمده ام" ، بنابراین به آرامی در حالی که او از دریا بیرون می آید ، شیوری پری دریایی را بیان می کند و دختر دبیرستانی Hinako را با دست می گیرد. Hinako به تنهایی در یک شهر کنار دریا زندگی می کند و دارای بدن غیرمعمول و خوشمزه ای است که برای هیولاهای اطراف مقاومت ناپذیر است. برای اطمینان از اینکه او به بهترین شرایط بالغ می شود ، شیوری به دنبال محافظت از هیناکو است - همه به این ترتیب که روزی می تواند هر قطعه ای از او را بلع کند. احساسات هیناکو چه خواهد شد زیرا این مرگ ناعادلانه بر او بسته می شود ...؟
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: در وسط یک توپ ، نامزد اسکارلت ، کایل ، ناگهان نامزدی آنها را صدا می کند. او به دروغ متهم به قلدر بودن است و مردم ناعادلانه او را "شرور" می نامند. اشراف و خانواده های نجیب همه او را محکوم می کنند. سالها بود که او مجبور شد با سوءاستفاده و احمقانه خود کنار بیاید ، اما دیگر نمی تواند از آن استفاده کند! در پایان شوخ طبعی ، او یک مورد آخر را درخواست می کند. تا به او مشت خوبی در چهره بدهد. بنابراین داستان انتقام اسکارلت از کایل و کرونی های او آغاز می شود! خیالی در مورد یک جنگنده زیبا و در عین حال سرکشگر ، که اجازه نمی دهد کسی از او استفاده کند !!
(منبع: آلفا مانگا)
خلاصه داستان: دو سال پیش ، درگذشت والدین Naoto Watari او را به عنوان تنها سرپرست خواهر کوچکتر خود سوزوشیرو "سوزو" واتاری ترک کرد و او را وادار کرد تا با عمه خود حرکت کند. او چنان فداکار است که به سوزو می رود که از پیوستن به کلوپ ها امتناع می ورزد یا حتی با هر کسی در ارتباط است و در مدرسه جدید خود اظهار نظرهای snide و عنوان "Siscon" کسب می کند. اما تا زمانی که سوزو ایمن و خوشحال باشد ، Naoto به آنچه دیگران می گویند اهمیتی نمی دهد.
با این حال ، ممکن است همکلاسی های عطش او کمترین نگرانی های او را به نظر برساند. انتقال ناگهانی دختری به نام Satsuki Tachibana خاطرات آسیب زا را از گذشته خود به ارمغان می آورد - گذشته ای که او در ساخت بسیار ناخوشایند بود. اسرار تند و زننده ، ناشناخته برای Naoto ، با ورود او شروع به سطح می کند و زندگی جدید خود را تهدید می کند.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: Kannawa-senpai چیزهای زیادی در نظر گرفته می شود ، اما قطعاً صاف یکی از آنها نیست. سپس او با كامگاوا ، كوه جدید خود ملاقات می كند. او ناز ، کمی ناراحتی و صحبت کردن با آن آسان است. چگونه این Senpai بی دست و پا می تواند این احساسات جدید را برطرف کند؟!
(منبع: رسانه های کامیکی)
خلاصه داستان: پس از بیدار شدن از خواب طولانی کرایوژنیک ، دانش آموز دبیرستانی آکیرا حیمگامی خود را در دنیایی می یابد که دیگر نمی شناسد. این شهر در ویرانه های جنگ قرار دارد ، جامعه اکنون توسط سازمانی به نام اوول اداره می شود و ازدواج سنتی با سیستم جدیدی که به نام "السی" شناخته می شود جایگزین شده است.
در حالی که آکیرا در تلاش است تا این آینده را به طرز چشمگیری تغییر دهد ، چهره ای آشنا در مقابل او ظاهر می شود - یوگور ، که شباهت محکمی به دوست دخترش Towasa دارد. به شوک او ، یوگور به آرامی لبخند می زند و پیشنهاد می کند: "آکیرا ... لطفا با من ازدواج کنید."
آکیرا که از پیشنهاد ناگهانی خود گیج شده است ، موافقت می کند با یوگور سفر کند و امیدوار باشد که در جایی از این جهان ، Towasa واقعی هنوز زنده است.
در طول سفر خود ، آنها در این دوره جدید با اشکال در حال تحول عشق روبرو می شوند و به معنای پیوند آنها واقعاً تأمل می کنند.
(منبع: اخبار مال)
خلاصه داستان: مانند هر بانوی نجیب مناسب ، باید سلیقه های خاصی داشته باشید. برای Melphiera Marchalrayd ، او فقط اتفاق می افتد که یک پروتئین نسبتاً عجیب و غریب - Monsters! اما قضاوت نکنید! علیرغم شهرت بد آن ، از گوشت هیولا می توان در غذاهای نفیس استفاده کرد و Melphiera مصمم است که نظر پادشاهی را در مورد آن تغییر دهد! متأسفانه ، از زمان اولین حضور در جامعه ، ملفیرا در تلاش است تا مسابقه بی نقص خود را پیدا کند ... تا اینکه او با "دوک خون" از گالبرایت بی باک ملاقات کرد!