خلاصه داستان: ماکیو کودای، رمان نویس سی و پنج ساله، هرگز با خواهر بزرگترش مینوری، که همیشه او را به خاطر متفاوت بودن سرزنش می کرد، رابطه خوبی نداشت. به همین دلیل، ماکیو با شنیدن خبر مرگ مینوری و شوهرش در یک تصادف اتومبیل، غمگین نمی شود. اما وقتی از ماکیو خواسته می شود اجساد آنها را شناسایی کند، با خواهرزاده 15 ساله خود، آسا تاکومی، که سال هاست او را ندیده، برخورد می کند.
ماکیو که برای پردازش مرگ والدینش تلاش می کند، به آسا اطمینان می دهد که احساسات پیچیده او معتبر هستند و به نوجوان پیشنهاد می کند که شروع به نوشتن در یک دفترچه خاطرات به عنوان راهی برای مقابله با فقدان کند. ماکیو با اطلاع از اینکه هیچ اقوام دیگری نمیخواهند آسا را قبول کنند، تصمیم میگیرد با وجود نداشتن تجربه، قیم او شود. در دنیای پر از عدم اطمینان، رمان نویس و نوجوان باید یاد بگیرند که با یکدیگر زندگی کنند و در عین حال خود را کشف کنند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: سامورایی خاموش کننده آتش که آتش بزرگ را متوقف کرد "پرنده آتشخوار" نام داشت. ماتسوناگا گنگو که زمانی به عنوان "پرنده آتش خوار" شناخته می شد، بهترین سامورایی آتش نشان در ادو بود. او به دلایلی از آتش نشانی استعفا داده بود اما ناگهان دعوت نامه ای برای خدمت در قبیله شینجو دریافت کرد. تیم آتش نشانی طایفه شینجو پول و پرسنل نداشت و اطرافیان آنها را تحقیر می کردند. گنگو با تشویق همسرش، میوکی، تصمیم میگیرد تا خانواده آتشنشانی را که از هم پاشیده است، به عنوان رئیس آن بازسازی کند. جنگو و دوستانش، که همگی ویژگیهای خاص خود را دارند، علیرغم تمسخر بهعنوان «جنگبازان ژندهدار» (= بورو-توبی-گومی). در ادو، مجموعهای مرموز از آتشسوزیهای مشکوک به نام «آتش روباه» همچنان برای «نجات زندگی» تلاش میکنند.
(منبع: ANN)
خلاصه داستان: اینجا دنیایی است که در آن کشتار و شکنجه قانونی است. سرو، کارگر پاره وقت در یک شرکت شکنجه، هر روز با همکار ارشد خود، سیو، از شکنجه مردم لذت می برد. با اضافه شدن مایک و هیو پاره وقت جدید، زندگی شکنجه ای سرگرم کننده ادامه دارد!
شکاف بین محل کار راحت در خانه و شکنجه های وحشتناک قطعا معتادان زیادی را به خود جذب می کند!
(منبع: هاکوسنشا، ترجمه)
خلاصه داستان: در روز قبل از سقوطش، لیدی تیاروس لاپیس کلمنتیل به یاد می آورد که در یک بازی اتوم است که زمانی در زندگی قبلی خود انجام داده بود. او عادت داشت عشق اصلی شاهزاده هارت نایتز لاپیس-لازولی لاکتوموت را می پرستید، اما متأسفانه او به عنوان قهرمان تناسخ نشد، بلکه به عنوان بدترین دشمن او - نامزد شرور - تناسخ پیدا کرد.
در مراسم فارغ التحصیلی آنها، هارت نایتز بدون اینکه چشم بر هم بزند، تیاروس را به اتهام جنایات محکوم می کند، نامزدی او را قطع می کند و آکاری قهرمان را به عنوان عروس جدیدش معرفی می کند. مهم نیست که تیاروس بی گناه باشد، او را از پادشاهی بیرون می کند. اما قبل از اجرای حکم او، یک چهره تکان دهنده ظاهر می شود. Aquasteed Marineforest، شاهزاده یک کشور قدرتمند همسایه، مدت زیادی است که احساسات خود را نسبت به Tiararose در دل دارد و قصد خود را برای ازدواج با او اعلام می کند!
مورد ستایش شاهزاده پادشاهی دیگر، چه چیزی در انتظار شرور در مسیرش به سوی پایانی خوش است؟
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: کایا چان در مهدکودک به دلیل دردسرساز بودن بدنام است. اما خانم چی که وظیفه مراقبت از او را بر عهده دارد، به زودی توانایی های پنهان کایا را کشف می کند. برای یک ماجراجویی اکشن ترسناک نهایی در مهد کودک آماده شوید!
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: در کنار میو سوزوکی، یک دختر دبیرستانی شیک و خوش آب و هوا، یوسوکه تانی، پسری آرام و صریح نشسته است. تعامل آنها مختصر است و محدود به سوالات تصادفی سوزوکی و پاسخ های موجز تانی است. با این حال، در زیر این مبادلات ساده، احساسات عشق بی سر و صدا شکوفا می شوند.
سوزوکی تانی را همان طور که هست می بیند: پسری رک که به همه به یک اندازه احترام می گذارد، کاملاً بی توجه به جا افتادن او. با این حال، یک سوء تفاهم کوچک منجر به اعتراف سوزوکی به احساسات خود می شود - و با خوشحالی او، تانی نیز همین احساس را دارد. این زوج جوان با هیجان و هیجان شروع به قرار می کنند و سفری شگفت انگیز از دوستی و عشق را آغاز می کنند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: هر بار که یوی تاکیگوچی آنقدر آه می کشد، همکلاسی های زن او از تحسین و هیبت جیغ می کشند. او به دلیل ظاهر جذاب پسرانه و خلق و خوی معمولی اش «شاهزاده» مدرسه لقب گرفته است. با این حال، او تصمیم میگیرد نسبت به توجهی که دریافت میکند بیتفاوت باشد و روزهایش را به طور معمول میگذراند - یعنی تا زمانی که شاهزاده دیگر مدرسه، کوهاکو ایچیمورا، وارد زندگی او شود و او را زیبا خطاب کند.
کوهاکو هیچ شباهتی به یک شاهزاده ندارد - او بدون فکر عمل می کند و هر طور که می خواهد انجام می دهد. اما وقتی او از او تعریف می کند، یویی احساس گیجی می کند و نگاه او به او همه را عصبی می کند. او اولین پسری است که او را به عنوان یک دختر تصدیق می کند و تلاش های او برای فاصله گرفتن از خود بیهوده است زیرا به نظر می رسد او را در نظر گرفته است. در حالی که یوی به خودش می گوید که چیز جدی نیست، حتی او نمی تواند به طور کامل از هیاهویی که کوهاکو در قلبش ایجاد می کند چشم پوشی کند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: در اواسط قرن بیست و یکم، دنیای زیرزمینی جنایتکار توکیو توسط اربابان شیاطین اداره می شود - روسای جنایی که تحت عمل جراحی تقویت اتر قرار گرفته اند و به آنها ابرقدرت های وحشتناکی می دهند. تنها کسانی که می توانند آنها را از بین ببرند قهرمانان هستند، شکارچیان فضل که با استفاده از داروی E3 (E-Three) قدرت اتر خود را تقویت می کنند. با کشتن قانونی به عنوان بخشی از کار، قهرمان بودن کمتر به عدالت و بیشتر به بقا مربوط می شود.
یاشیرو، معروف به درو، یکی از این قهرمانان است - یک مجری مستقل که به تنهایی کار می کند. یعنی تا زمانی که جوگامین، یک دختر دبیرستانی و خود را "شاگرد" معرفی می کند، او را مجبور به ورود به زندگی او می کند. یاشیرو با اکراه او را زیر بال خود می گیرد، به زودی خود را در گردابی از درگیری های مرگبار گرفتار می یابد.
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: دو سال و نیم از حادثه جولای گمشده می گذرد، فاجعه ای که کل شهر را به ویرانه تبدیل کرد و موجی از شوک را در سراسر جهان وارد کرد.
در سیاره بیابانی سرزمین No Man's، وش ولگرد، تفنگچی که سوگند خورده هرگز جانی را نگیرد، با برادرش، میلیون ها چاقو، که به دنبال نابودی کامل بشریت است، با آخرین رویارویی خود روبرو می شود. با برخورد سرنوشت آنها، نبردی که آینده بشر و سیاره را تعیین می کند آغاز می شود.
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: در اعماق جنگل سیاه پر از قارچ های سمی، جادوگری به نام لونا به تنهایی زندگی می کند. با پوستی که در لمس سمی است و نفسی که اگر به اندازه کافی نزدیک شود می کشد، مجبور می شود از تمدن مجاور منزوی بماند. حتی با این شرایط، لونا همچنان برای تحویل دارو و خرید کتابهای جدید برای خواندن، از یک شهر مجاور بازدید میکند.
علیرغم اینکه لونا هرگز به هیچ یک از ساکنان شهر آسیبی نزده است، بسیاری از معاشرت با او می ترسند، زیرا او یک جادوگر سیاه در پادشاهی است که توسط جادوگران سفید اداره می شود. لونا که فقط می تواند از راه دور تماشا کند در حالی که مردم داروهای او را دریافت می کنند و آزادانه با یکدیگر صحبت می کنند، به سمت زندگی آنها کشیده می شود، حتی اگر گاهی اوقات به معنای به خطر انداختن خود باشد.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]