خلاصه داستان: گروهی از زندانیان و نگهبانان آنها برای بررسی یک جزیره مرموز فرستاده می شوند. آنها در آنجا سرگردان می شوند و برای زنده ماندن در مقابل ساکنان مرموز و هیولا مانند جزیره باید با یکدیگر همکاری کنند...
خلاصه داستان: در روز قبل از سقوطش، لیدی تیاروس لاپیس کلمنتیل به یاد می آورد که در یک بازی اتوم است که زمانی در زندگی قبلی خود انجام داده بود. او عادت داشت عشق اصلی شاهزاده هارت نایتز لاپیس-لازولی لاکتوموت را می پرستید، اما متأسفانه او به عنوان قهرمان تناسخ نشد، بلکه به عنوان بدترین دشمن او - نامزد شرور - تناسخ پیدا کرد.
در مراسم فارغ التحصیلی آنها، هارت نایتز بدون اینکه چشم بر هم بزند، تیاروس را به اتهام جنایات محکوم می کند، نامزدی او را قطع می کند و آکاری قهرمان را به عنوان عروس جدیدش معرفی می کند. مهم نیست که تیاروس بی گناه باشد، او را از پادشاهی بیرون می کند. اما قبل از اجرای حکم او، یک چهره تکان دهنده ظاهر می شود. Aquasteed Marineforest، شاهزاده یک کشور قدرتمند همسایه، مدت زیادی است که احساسات خود را نسبت به Tiararose در دل دارد و قصد خود را برای ازدواج با او اعلام می کند!
مورد ستایش شاهزاده پادشاهی دیگر، چه چیزی در انتظار شرور در مسیرش به سوی پایانی خوش است؟
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: اینجا دنیایی است که در آن کشتار و شکنجه قانونی است. سرو، کارگر پاره وقت در یک شرکت شکنجه، هر روز با همکار ارشد خود، سیو، از شکنجه مردم لذت می برد. با اضافه شدن مایک و هیو پاره وقت جدید، زندگی شکنجه ای سرگرم کننده ادامه دارد!
شکاف بین محل کار راحت در خانه و شکنجه های وحشتناک قطعا معتادان زیادی را به خود جذب می کند!
(منبع: هاکوسنشا، ترجمه)
خلاصه داستان: در کنار میو سوزوکی، یک دختر دبیرستانی شیک و خوش آب و هوا، یوسوکه تانی، پسری آرام و صریح نشسته است. تعامل آنها مختصر است و محدود به سوالات تصادفی سوزوکی و پاسخ های موجز تانی است. با این حال، در زیر این مبادلات ساده، احساسات عشق بی سر و صدا شکوفا می شوند.
سوزوکی تانی را همان طور که هست می بیند: پسری رک که به همه به یک اندازه احترام می گذارد، کاملاً بی توجه به جا افتادن او. با این حال، یک سوء تفاهم کوچک منجر به اعتراف سوزوکی به احساسات خود می شود - و با خوشحالی او، تانی نیز همین احساس را دارد. این زوج جوان با هیجان و هیجان شروع به قرار می کنند و سفری شگفت انگیز از دوستی و عشق را آغاز می کنند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: کایا چان در مهدکودک به دلیل دردسرساز بودن بدنام است. اما خانم چی که وظیفه مراقبت از او را بر عهده دارد، به زودی توانایی های پنهان کایا را کشف می کند. برای یک ماجراجویی اکشن ترسناک نهایی در مهد کودک آماده شوید!
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: 🌸 چرا باید Hana-Kimi رو ببینی؟ (بدون اسپویل)
ببین، اگه دنبال یه انیمه (یا دقیقتر بگم، مانگا و لایو اکشنهای اقتباسی، چون انیمه کاملش یه جورایی کمه) هستی که تروپ “Gender Bender” رو به بهترین شکل ممکن پیاده کرده باشه، جای درستی اومدی.
داستان در مورد دختری به اسم میزوکی آشیا است که یه کراش عجیب و غریب روی یه قهرمان پرش ارتفاع به اسم ایزومی سانو داره. حالا قضیه کجا جالب میشه؟ سانو به خاطر یه مصدومیت ورزش رو ول کرده و میزوکی تصمیم میگیره از آمریکا بکوبه بیاد ژاپن تا دوباره اونو به ورزش برگردونه.
اما… یه مشکل ریز هست! مدرسهای که سانو توش درس میخونه، یه مدرسه شبانهروزی پسرانه است! 😱
پس میزوکی چیکار میکنه؟ موهاش رو کوتاه میکنه، لباس پسرونه میپوشه و دزدکی وارد مدرسه میشه تا هماتاقی سانو بشه!
خلاصه داستان: کونون که نابینا به دنیا آمده است، قصد دارد اولین کسی باشد که از جادوی آب برای ایجاد چشمان جدید برای خود استفاده می کند. پس از پنج ماه مطالعه، او قبلاً از معلم خود پیشی گرفته است و به رشد استعدادهای خود ادامه می دهد. جادوی او نه تنها می تواند به او کمک کند رنگ را حس کند، بلکه می تواند از آن برای ساخت وسایل دستی و حتی تجسم یک گربه کامل استفاده کند! خبر مهارت ها و نبوغ او به زودی به دادگاه می رسد و او را به عنوان شاگرد قدرتمندترین شعبده باز در این سرزمین به دست می آورد. اما آیا هدف نهایی او حتی قابل دستیابی است؟
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: "حتی در حالت آفلاین هم سطح خود را ارتقا دهید؟! این یک بازی در "حالت آسان" نیست—این فقط یک بازی AFK است!" بازی آنلاین کنیچی یامادا که مذهبی بازی میکرد، سرورهایش را خاموش میکند و او را با خلاء در قلبش میگذارد. او به دنبال یک بازی جدید برای پر کردن آن است، اما هر چیزی که پیدا میکند بسیار آسان است. نوع بازی ای که او دوست دارد - آن بازی که به اندازه کافی تنبیه می شود تا بازیکنان بخواهند هزاران ساعت را صرف آن کنند - دیگر وجود ندارد.
«این چیست؟ «شما به بازیای دعوت شدهاید که هرگز تمام نمیشود.» کنیچی به طور تصادفی با یک بازی بدون عنوان روبرو میشود، چالشی امیدوارکننده و غیرقابل مقایسه با پتانسیل بیسابقه. بدون تردید، دشواری "حالت جهنمی" را انتخاب می کند. ببینید، او خود را در دنیایی دیگر به عنوان یک رعیت تناسخ می یابد! او که اکنون آلن نامیده می شود، تصمیم می گیرد تا رازهای کلاس اسرارآمیز Summoner خود را باز کند. بدون راحتی از راهنماها، راهنمای بازی، یا انجمن های آنلاین، او باید راه خود را به بالای دنیای جدید خود ادامه دهد!
(منبع: J-Novel Club)
خلاصه داستان: هر بار که یوی تاکیگوچی آنقدر آه می کشد، همکلاسی های زن او از تحسین و هیبت جیغ می کشند. او به دلیل ظاهر جذاب پسرانه و خلق و خوی معمولی اش «شاهزاده» مدرسه لقب گرفته است. با این حال، او تصمیم میگیرد نسبت به توجهی که دریافت میکند بیتفاوت باشد و روزهایش را به طور معمول میگذراند - یعنی تا زمانی که شاهزاده دیگر مدرسه، کوهاکو ایچیمورا، وارد زندگی او شود و او را زیبا خطاب کند.
کوهاکو هیچ شباهتی به یک شاهزاده ندارد - او بدون فکر عمل می کند و هر طور که می خواهد انجام می دهد. اما وقتی او از او تعریف می کند، یویی احساس گیجی می کند و نگاه او به او همه را عصبی می کند. او اولین پسری است که او را به عنوان یک دختر تصدیق می کند و تلاش های او برای فاصله گرفتن از خود بیهوده است زیرا به نظر می رسد او را در نظر گرفته است. در حالی که یوی به خودش می گوید که چیز جدی نیست، حتی او نمی تواند به طور کامل از هیاهویی که کوهاکو در قلبش ایجاد می کند چشم پوشی کند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: رایج است که اشراف برای قدرت دست به هر کاری می زنند. دروغ گفتن، دستکاری و اخاذی تاکتیک های معمول هستند. با این حال، یک خانواده از این تعمیم مستثنی است: جام جام، که اصول اصلی آن حقیقت و صداقت است. کوچکترین دختر، کنستانس گریل، مانند بقیه اعضای خانواده اش اخلاقی است و معتقد است که همیشه کار درست را انجام می دهد و به نیازمندان کمک می کند.
با این حال، وقتی نامزدش با زن دیگری به او خیانت می کند، این ایده آل ها به او کمک نمی کند. کنستانس که توسط معشوقش به امید سقوط او قاب می شود، کسی را ندارد که درخواست های او برای عدالت را بشنود. همه چشمان خود را می بندند، به جز یک نفر - روح اسکارلت کستیل بدنام - که کنستانس را در اختیار دارد و میزها را بر سر متهمش می چرخاند. با این حال، این کمک بدون بها نیست.
ده سال پیش، اسکارلت به دلیل تلاش برای قتل پرنسس سیسیلیا اعدام شد. اما این در واقع یک راه اندازی بود. اسکارلت تا آنجا که میتوانست صریح و خشن باشد، هرگز آنقدر خم نمیشد که از سم استفاده کند. او نمیداند چه کسی جرم او را سازماندهی کرده است، اما اسکارلت از کنستانس میخواهد - به عنوان تنها کسی که میتواند او را ببیند - به او کمک کند تا دقیقاً از همه کسانی که به او ظلم کردهاند انتقام بگیرد!
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]