خلاصه داستان: مرد جوانی که در یک حادثه جان خود را از دست داده، به عنوان یک بچه دوباره به دنیا می آید. پس از آن، او توسط یک قهرمان وطن پرست به نام "مرلین ولفورد" حمایت می شود و نامش را "شین" می گذارد. او به عنوان نوهی مرلین بزرگ شده و آموزه های او را یاد می گیرد و قدرت های اعجاب انگیز او را بدست می آورد. با این حال زمانی که 15 ساله شد، پدربزرگش مرلین گفت:
اینجا، زندگی غیر متعارف یک پسر غیر عادی در دنیایی فانتزی، شروع میشود!
خلاصه داستان: "اونو آکیرا" حین وارد شدن به کاراکتری که به عنوان "ارباب شیطانی" در یک بازی شناخته می شود، به دنیایی دیگر منتقل می شود. در آنجا، دختری معلول را می بیند و سفر آن ها با هم شروع می شود. او توسط کشورها و مقدسانی که می خواهند ارباب شیطانی را نابود کنند هدف قرار می گیرد و هر جایی که می روند آشفتگی به بار می آید....
خلاصه داستان: خواهر و برادر سورا و شیرو با هم مخوف ترین تیم گیمرهای حرفه ای جهان ، (The Blank) را تشکیل می دهند.
هنگامی که آنها موفق می شوند خدا را در یک بازی شطرنج شکست دهند ، به دنیایی فرستاده می شوند که در آن همه اختلافات با بازی کردن حل می شود.
خلاصه داستان: داستان در مورد شخصی با نام ” یاتو ” است که یک خدای کوچک در میان ژاپنی هاست و خود را خدمتگذار مردم میخواند و میخواهد روزی میلیون ها انسان به فرقه ی او روی آورند با اینکه او حتی معبدی نیز برای خود ندارد. او روزگارش را با شرخری برای پنج ین میگذارند تا ...
خلاصه داستان: در دنیایی مشابه به قرون وسطای اروپایی، ۷ شوالیه وظیفه حفاظت از پادشاه را به عهده دارند. شوالیه های مقدس به آنها تهمت خیانت می زنند و از دربار اخراج میشوند. پرنسس الیزابث متوجه دروغ بودن این تهمت می شود و ...
خلاصه داستان: داستان انیمه در شهر دانشگاهی و مدرسه ای آکادمی سیتی رخ میدهد و حدود۸۰ درصد از جمعیت آن را دانش آموزان تشکیل میدهند که به منظور توسعه قدرتهای فیزیکی و فناوری های پیشرفته در حال تحصیل هستند. "میساکا میکوتو" یکی از اسپرهای رده ۵ هست که...
خلاصه داستان: "سوزوکی ایروما" توسط والدین بی مسئولیتش در ازای پول به شیطان فروخته شده است. موضوع بعدی ای که او متوجه می شود این است که با شیطان زندگی میکند و به یک مدرسه در دنیای شیاطین انتقال داده شده است...
خلاصه داستان: در دنیایی که تنها اشراف زاده ها توانایی مبارزه با هیولاها (مانا) را دارند، دختر جوانی به نام "کوفا" برای یافتن استعداد "ماریدا" که دختری پر سر و صدا از خانواده دوک هست اعزام شده تا اگر هم استعدادی در او نیافت، او را به قتل برساند...
خلاصه داستان: ابیس جایی است پر از چاله ها و غارهای بزرگ، غارهایی کشف نشده که کسی از عمق آنها اطلاعی ندارد. درون این غارها موجودات ناشناخته ای وجود دارند و در طول تاریخ افراد زیادی برای کشف، پا به آنها گذاشته اند. افرادی که جرئت ورود به آنها را دارند "غارنوردان" نامیده می شوند. در شهر “اوسو” که در نزدیکی Abyss قرار دارد، “ریکو” زندگی می کند و آرزو دارد مانند مادرش که در گذشته غارنورد بوده، پا به غارها بگذارد و رازهای آنها را کشف کند...
خلاصه داستان: "کیریتو" در میان درختانی عظیم و بلند بیدار می شود. در حین اینکه بدنبال این است تا بفهمد کجاست، با پسرکی که تنها یک NPC است، ولی احساساتی مشابه انسانها دارد. اما در جین جستجو برای یافت والدین پسرک، خاطراتی مشترک با پسرک و دختری مو بلوند به یاد کیریتو می آید!