خلاصه داستان: این جادوگر که با اصل و نسب بینقص دوباره متولد شده، مصمم است از زندگی جدیدش لذت ببرد و با استفاده از تواناییهای جادویی خارقالعادهاش، بر مطالعهی جادویی که در زندگی قبلیاش فراتر از دسترسش بود، تسلط یابد!
خلاصه داستان: یک عاشق دستگاههای فروش خودکار، به طرز طعنهآمیزی توسط یک دستگاه فروش خودکار له میشود و میمیرد. او خود را در قالب یک دستگاه فروش خودکار در دنیایی دیگر مییابد که دوباره زنده شده است...
خلاصه داستان: گروهی از قهرمانان برای نابودی کلیواتس، پادشاه جانوران، عازم میشوند. اما آنها با توطئهای برای نابودی جهان مواجه میشوند و باید برای کمک به کلیواتس ...
خلاصه داستان: آلن پس از عدم موفقیت در امتحان نهایی برای کار رویایی خود در دادگاه سلطنتی ، وعده داد که جادوگر جوان آلن چیزی بیشتر از عقب نشینی به یک زندگی ساده در حومه شهر نمی خواهد. متأسفانه برای او ، او حتی نمی تواند کرایه قطار را تحمل کند! تنها راه حل او به دست آوردن شغل است ، اما یک رهبری او چیزی جز متوسط است - دکه هوارد ، یکی از قدرتمندترین اشراف پادشاهی ، برای دخترش تینا به یک معلم خصوصی نیاز دارد.
علی رغم درخشش دانشگاهی ، تینا قادر به بازیگران حتی یک طلسم واحد است. برای بدتر شدن امور ، امتحانات ورودی برای آکادمی معتبر سلطنتی به سرعت نزدیک می شود و استعداد جادویی اجباری است! آیا آلن می تواند از برند منحصر به فرد خود در Spellcasting برای کمک به تینا در غلبه بر اختلال جادویی خود استفاده کند ، رمز و راز که حتی بهترین جادوگران پادشاهی نیز نتوانسته اند حل کنند؟ و آیا پدرش ، دوک ، حتی او را می خواهد؟
(منبع: J-Novel Club)
خلاصه داستان: رسیدن به بالا ، و همه چیز به دست شما خواهد بود. در بالای برج همه چیز در این دنیا وجود دارد ، و همه اینها می تواند مال شما باشد...
"برج خدا" درباره پسری به نام "بَم بیست و پنجم" است که بخش عمده زندگی اش را زیر یک برج بزرگ و مرموز به همراه دوستش "ریچیل" زندانی بوده است. زمانی که ریچل وارد برج میشود، بم نیز می تواند در را به داخل آن باز کند و در هر طبقه از این برج با چالش هایی روبرو می شود که ...
خلاصه داستان: یک دهه قبل، اولین دروازهها در سرتاسر جهان پدیدار شدند و بشریت در پرتگاهی عمیق گرفتار شد. انسانهای مختلف به شکارچی تبدیل شدند و تواناییهای مافوق بشری به آنها بخشیده شد و ..
خلاصه داستان: ویل سرفورت آرزو دارد با تبدیل شدن به یک جادوگر قدرتمند، به قول خود با دوست دوران کودکی اش عمل کند. اما او حتی قادر به انجام ساده ترین جادوها نیست و مجبور می شود تا برای کسب اعتبار در آکادمی جادویی Regarden با هیولاهای سیاه چال مبارزه کند...
خلاصه داستان: یک نویسنده که قصد خودکشی دارد به دنیایی دیگر احضار می شود. او هیچ علاقه ای به ماجراجویی ندارد و فقط می خواهد به زندگی خود پایان دهد، اما مدام پایش به اتفاقات ناگوار کشیده می شود...