خلاصه داستان: در آینده دوردست ، انسانها روباتی به نام میرو ایجاد می کنند که قادر به سفر زمان ، بازدید از دوره های مختلف ، مکان ها و حتی جهان های موازی است. بر خلاف برخی از روبات ها ، میرو مجهز به سلاح نیست. درعوض ، این امر به مردم کمک می کند تا با آرامش بر موانع عظیم غلبه کنند و شروع های جدید را بدون خشونت تشویق کنند.
میرو به طور مداوم با تعامل با مردم ، یادگیری و رشد برای کمک به کسانی که برای زنده ماندن تلاش می کنند ، تکامل می یابد. مشکلات آنها را گوش می دهد و پشتیبانی را ارائه می دهد...
خلاصه داستان: زندگی یک کارمند اداری که از روزمرگی خسته شده، وقتی فروشنده آبجو در یک استادیوم بیسبال دست از سرش برنمیدارد، به یک کمدی رمانتیک غیرمنتظره تبدیل میشود...
خلاصه داستان: زندگی در یک جامعه فوق بشری ، احساس ویژه ای دشوار است. حتی بیشتر از این ، وقتی کانون توجه فقط به قهرمانان حرفه ای می درخشد ، کسانی که از نظر قانونی مجاز به استفاده از قدرت های ویژه خود هستند که به عنوان Quirks در ملاء عام برای منافع بیشتر شناخته می شوند...
خلاصه داستان: دو دانش آموز خجالتی به نام های Aharen و Raido است که هیچ گونه ارتباطی با هم ندارند ولی پس از اینکه یک روز Raido، پاک کن Aharen را از روی زمین برمیدارد و به او میدهد، این دو خیلی سریع با هم صمیمی میشوند...
خلاصه داستان: بدبختی در زندگی میو سایموری جاودانه به نظر می رسد. پس از مرگ غم انگیز مادرش به سرعت کنار گذاشته شد. پدرش دوباره ازدواج کرد و خواهر ناتنی کوچکترش کایا همه محبت را دریافت کرد، در حالی که میو به یک خدمتکار حقیر تنزل یافت. میو به دلیل نداشتن قدرت مبارزه با آزار خانوادهاش، امیدش را از دست میدهد که شانس او همیشه تغییر کند.
به طور غیرمنتظره ای، پدر میو او را احضار می کند تا خبر غافلگیرکننده ای را ارائه دهد: او قرار است با کیوکا کودو، رئیس خانواده برجسته کودو ازدواج کند. کیوکا علیرغم پیشینه نجیب خود، به عنوان مردی سنگدل شناخته می شود که تاکنون همه نامزدهای سابق خود را اخراج کرده است.
به محض رسیدن به خانه کودو، میو انتظار دارد رفتاری خشن داشته باشد و کنار گذاشته شود. با این حال، برخلاف تصوراتش، کیوکا به او مهربانی و محبتی را نشان می دهد که به شدت به آن نیاز داشت...
خلاصه داستان: لیام به عنوان یک شخص اخلاقی و مسئول در آخرین حیاتش، زندگی می کرد ... اما در اعماق بدهی درگذشت و به همسرش خیانت کرد. لیام می داند که زندگی بین خانواده حاکم یک امپراتوری گسترده بین ستاره ای متولد شده است ، می داند که زندگی بین پایین آمدن و کسانی که این کار را انجام می دهند تقسیم می شود ، بنابراین این بار او قصد دارد آنچه را که می خواهد انجام دهد و برای خودش زندگی کند...
علیرغم انجام تمام تلاش خود برای تبدیل شدن به یک ستمگر ، تصمیمات لیام منجر به چیزی جز صلح و سعادت برای امپراتوری تحت حکومت وی نمی شود و او فقط بیشتر و بیشتر محبوب می شود!
خلاصه داستان: یک نبرد رویال بین ابرانسان ها برای عنوان X، عنوان محبوب ترین قهرمان اتفاق می افتد....
این دنیایی است که قهرمانان توسط اعتماد مردم ایجاد می شوند و قهرمان که بیشترین اعتماد را کسب کرده است به عنوان X شناخته می شود - در این جهان ، اعتماد مردم را می توان با داده ها محاسبه کرد و این ارزش ها بر مچ دست همه منعکس می شود.
خلاصه داستان: زندگی برای آن شرلی ، یتیم 11 ساله با تصور گسترده و خلق و خوی کوتاه آسان نیست. در پیچ و تاب سرنوشت ، او به خانه Cuthbert در Avonlea منتقل می شود. سرنشینان سالخورده ماریلا و متیو كوتبرت به دنبال پسری جوان برای كمك در مزارع بودند ، اما وقتی متوجه می شوند كه آن دختر است ، كاملاً شوك می كنند.
اقتباس از کلاسیک تحسین شده توسط L. M. Montgomery ، Akage No Anne تربیت آن را از 11 تا 17 سال و برخوردها و جدایی های او با افراد مختلف به تصویر می کشد. فقط زمان خواهد گفت که تصمیم عمده آن باید چه تصمیم اصلی آن را برای همیشه تغییر دهد.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: رنتارو آیجو باید 100 جفت روحی را با موفقیت ملاقات کند و رابطه عاشقانه با آنها برقرار کند و گرنه همه آنها به سرنوشتی وحشتناک دچار می شوند...