خلاصه داستان: سرنوشت/عجیب جعلی حول یک کپی ناقص از یک جنگ جام بر اساس سومین جنگ جام مقدس در فویوکی متمرکز است. پس از پایان سومین جنگ جام، یک سازمان مستقر در ایالات متحده با جادوگران متمایز از انجمن Mage مستقر در لندن، از داده های جنگ جام فویوکی برای برنامه ریزی مراسم خود استفاده کرد. هفتاد سال بعد، آنها از شهر اسنوفیلد به عنوان سرزمین مقدس برای جنگ جام خود استفاده کردند. با این حال، آنها قادر به تکرار موفقیت آمیز همه جنبه های آیین نبودند، و در نتیجه تنها به عنوان یک تقلیدی عمل کرد که کلاس صابر را از دست داده و به دلیل مبهم بودن تعریف "قهرمان" اجازه احضار خدمتکاران عجیب و غریب را داد.
رونگال و شاگردش، فالدئوس، توسط انجمن Mage فرستاده شده اند تا در مورد شهر و وضعیت جنگ تحقیق کنند. فالدئوس، جاسوس سازمان ایالات متحده، با وجود اینکه میدانست رونگال یک عروسک خیمه شب بازی است، به محض ورود رونگال را اسنایپ کرد. او اعلام میکند که جنگ جام مقدس آنها در حال توسعه بوده و واقعی است، و باعث غوغایی در برج ساعت شده است، و او میخواهد این پروژه را برای انجمن "تبلیغ کند".
(منبع: MAL News)
خلاصه داستان: Ao no Miburo یه اثر تاریخی–درام با حالوهوای جدیتره که مخاطب رو به دوران پرآشوب پایان دوره ادو در ژاپن میبره؛ دورهای که تقابل ایدهها، وفاداری و تغییر، سرنوشت خیلیها رو رقم میزنه. داستان روی گروهی از جوانها تمرکز داره که با انگیزههای متفاوت، وارد جریانی میشن که بعدها تاریخ ازش بهعنوان یکی از نمادهای نظم و خشونت آن دوره یاد میکنه.
روایت، بیش از اینکه اکشن لحظهای باشه، به شکلگیری هویت، مفهوم عدالت شخصی و بهای انتخابها میپردازه. شخصیتها خام هستن، اشتباه میکنن و بهمرور زیر فشار واقعیتهای تلخ زمانهشون بالغ میشن. همین نگاه انسانی باعث میشه داستان حس یک حماسهی آرام اما سنگین رو منتقل کنه.
Ao no Miburo اثریه برای کسایی که به داستانهای تاریخی جدی، فضای تاریک، رشد تدریجی شخصیتها و روایتهایی علاقه دارن که نشون میده قهرمان شدن همیشه با خون، تردید و از دست دادن همراهه
خلاصه داستان: شاهزاده خانم امپراتوری سلطنتی به عنوان فرمانده لژیون سوم ارتش امپراتوری، بشریت را به پیروزی های بی شماری در برابر هلهلورد اهریمنی سوق داده است. با این حال، او اکنون توسط دشمن اسیر شده و در سیاه چال ها محبوس شده است و شمشیر حساس خود، Ex، تنها گروهش است.
با توجه به موقعیت سلطنتی خود، شاهزاده خانم اسرار ارزشمندی را می داند که به Hellhorde کمک می کند تا تسلط یابد. برای اینکه او تمام اطلاعات مورد نیاز خود را فاش کند، شیاطین از اینکه شاهزاده خانم را در معرض بدترین شکل های شکنجه قرار دهند - یعنی وسوسه کردن او با غذاهای خوشمزه، دوستی های پایدار، حیوانات شایان ستایش، و لذت بخش ترین تجربیات قابل تصور، دریغ نمی کنند.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: عصر طلایی برای شکارچیان گنج آغاز شده است، که با وجود خطرات، به خزانه های گنج در سراسر جهان در جستجوی شکوه حمله می کنند. ثروت، شهرت و قدرت بیاندازه در انتظار کسانی است که پیروز میشوند.
بیایید شکارچی گنج باشیم...
این قول بین کرای آندری و دوستانش زمانی به نتیجه غم انگیزی رسید که کرای جوان متوجه شد که استخوانی برای جستجوی گنج در بدنش وجود ندارد....
خلاصه داستان: تاکویا و ریکا در یک آژانس مسافرتی در توکیو همکار هستند. هر دو مجرد هستند، اما برایشان مهم نیست، زیرا درون گرا هستند و زندگی پرباری در خانه دارند. حالا محل کار آنها به دنبال یک کارمند برای دفتر آلاسکا است و کارمندان مجرد مورد توجه قرار هستند. ریکا ناامید است که از انتقال اجتناب کند و با این ایده به تاکویا می رود: اگر آنها وانمود کنند که یک سال دیگر ازدواج می کنند، می توانند در توکیو بمانند....
خلاصه داستان: یک پسر ابرقهرمان دوست داشتنی و بدون هیچ گونه قدرت تصمیم دارد در یک آکادمی معتبر قهرمان ثبت نام کند و یاد بگیرد که واقعاً قهرمان بودن چیست.
خلاصه داستان: سون تندو مدرسه هنرهای رزمی تندو را به همراه سه دخترش به نامهای آکان، نابیکی و کاسومی اداره میکند. یک روز، زندگی خواهران زیر و رو می شود، وقتی پدرشان اعلام می کند که به یکی از آنها قول داده است که با پسر یک رزمی کار همکارش ازدواج کند تا میراث خانواده را ادامه دهد. علاوه بر واکنش های متفاوت آنها، زمانی که نامزد از راه می رسد، آخرین چیزی که خانواده تندو انتظار دارند، رانما سائوتوم و پدرش جنما است.
رانما با پدرش در چین تمرین می کرد تا اینکه یک حادثه ناگوار باعث تغییر هر دوی آنها شد. حالا وقتی آب به آنها می رسد، رانما به یک دختر و جنما به یک پاندا غول پیکر تبدیل می شوند...
خلاصه داستان: یک دهه پیش ، شاهزاده خانم کریستال نواتی "هیم" نوکاناتیکا برای فرار از تلاش های ترور توسط یک نیروی شیطانی از دنیای دیگری سفر کرد. وقتی وارد ژاپن امروزی می شود ، با هاروتو ساتو روبرو می شود. او با او وعده ای به اشتراک می گذارد: او باید آنچه را که اخیراً شاهد آن بوده است فراموش کند و این دو دوست خواهند شد. هیم که اکنون به پادشاهی Nokanatika بازگشت تا وظایف سلطنتی خود را انجام دهد ، وداع با هاروتو. با این حال ، هنگامی که مرد جوان به طور ناگهانی اولین دیدار خود را با هیم به یاد می آورد ، به محلی که برای اولین بار در آن ظاهر شد ، عجله می کند و از پورتال بعدی عبور می کند تا با او دوباره به هم پیوست.
ورود وی مراسم ازدواج بین کریستال و شاهزاده مارمروگیس جیزاراس را مختل می کند. عروسی با حمله یک هیولا Abyss که زندگی شاهزاده خانم را تهدید می کند ، به طرز وحشیانه ای قطع می شود. هیم تصمیم می گیرد با هاروتو حلقه ها را مبادله کند ، که به همسر جدید خود قدرتهای سبک را اعطا می کند که به او اجازه می دهد هیولا را به قتل برساند. هاروتو که اکنون به عنوان پادشاه حلقه لقب گرفته است ، باید با چهار شاهزاده خانم دیگر ازدواج کند تا قدرتهای جادویی جدیدی را بدست آورد و فرصتی برای غلبه بر مبارزه خود با دشمن جهان: پادشاه پرتگاه.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: داستان از عشقی جوان و نبردهای پنهانی آغاز می شود. وقتی باورهای مومو و اوکارون با هم تضاد پیدا میکنندو به دنیایی از ارواح، بیگانگان و قدرتهای بیدار پرتاب میشوند...
خلاصه داستان: این جادوگر که با اصل و نسب بینقص دوباره متولد شده، مصمم است از زندگی جدیدش لذت ببرد و با استفاده از تواناییهای جادویی خارقالعادهاش، بر مطالعهی جادویی که در زندگی قبلیاش فراتر از دسترسش بود، تسلط یابد!