خلاصه داستان: لوفاس مفاهل، ارباب بال سیاه و رهبر دوازده ستاره بهشت، شکست خورده است.
دویست سال پس از شکست او در دستان هفت قهرمان، مردی در بدن شخصیت بازی Exgate، لوفاس، بیدار می شود. دنیای بازی Exgate که او می دانست دیگر توسط انسان ها اداره نمی شود - و دیگر فقط یک بازی نیست. Exgate دنیایی برای خودش است که در آن شخصیت ها درست مثل او فکر می کنند، احساس می کنند و زندگی می کنند. لوفاس از طریق Exgate سفر می کند و به دنبال دوازده ستاره بهشت که مدت ها منحل شده بود.
لوفاس بدون کشور، ارتش یا متحدان است. یک سوال باقی می ماند: دلیل واقعی تبدیل شدن یک مرد معمولی به Exgate به عنوان Lufas چیست؟
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: "این حزب نیازی به یک جادوگر بی کفایت ندارد که فقط بتواند از جادوی حمایتی استفاده کند. شما اخراج شده اید ، الک یگر."
ناگهان ، الک ، یک جادوگر دادگاه که به حزب ولیعهد پیوسته بود تا به او کمک کند تا سیاه چال ها را فتح کند - از حزب تبعید شد. و نه فقط حزب ، بلکه آزار و اذیت ولیعهد او را از کاخ سلطنتی نیز تبعید کرده است ، و یک دوست از "آکادمی جادویی" به الک ، که در پایان شوخ طبعی خود بود ، نزدیک شد.
"سلام ، الک. آیا می خواهید سعی کنید دوباره سیاه چال را با ما فتح کنید؟"
و به همین ترتیب ، به همراه دوستانی که او با آنها مهمانی می کردند ، الک دومین سفر خود را در زندگی آغاز می کند. این داستان ماجراجویی یک جادوگر سابق دادگاه است که رها شده است.
چهار سال پیش ، "دوره ماندگار" ، یک مهمانی چهار نفره که "افسانه ای" خوانده شده بودند ، به تدریج نام خود را در سراسر جهان گسترش داده است.
(منبع: Kodansha ، ترجمه شده)
خلاصه داستان: یک جاسوس در ماموریتی مخفی ازدواج می کند و یک کودک را به عنوان بخشی از پوشش خود به فرزندی قبول می کند. همسر و دختر او رازهایی برای خود دارند و هر سه باید برای حفظ آن در کنار هم تلاش کنند...
خلاصه داستان: یک پسر ابرقهرمان دوست داشتنی و بدون هیچ گونه قدرت تصمیم دارد در یک آکادمی معتبر قهرمان ثبت نام کند و یاد بگیرد که واقعاً قهرمان بودن چیست.
خلاصه داستان: سون تندو مدرسه هنرهای رزمی تندو را به همراه سه دخترش به نامهای آکان، نابیکی و کاسومی اداره میکند. یک روز، زندگی خواهران زیر و رو می شود، وقتی پدرشان اعلام می کند که به یکی از آنها قول داده است که با پسر یک رزمی کار همکارش ازدواج کند تا میراث خانواده را ادامه دهد. علاوه بر واکنش های متفاوت آنها، زمانی که نامزد از راه می رسد، آخرین چیزی که خانواده تندو انتظار دارند، رانما سائوتوم و پدرش جنما است.
رانما با پدرش در چین تمرین می کرد تا اینکه یک حادثه ناگوار باعث تغییر هر دوی آنها شد. حالا وقتی آب به آنها می رسد، رانما به یک دختر و جنما به یک پاندا غول پیکر تبدیل می شوند...
خلاصه داستان: اگر دختری شما را اذیت می کند ، این بدان معنی است که او شما را دوست دارد!
متأسفانه ، آکیترو از تجربه می داند که اینگونه نیست. از آنجا که هر دختری که با او تعامل دارد ، چیزی جز توهین به او نشان نمی دهد ، و او یک تاریخ واحد از آن به ثمر نمی رساند! خوشبختانه ، او بیشتر نگران این است که یک نقطه برای او و دوستان خود در توسعه بازی در تجارت عموی خود فراهم کند.
اما وقتی دایی او شرایطی را به او می اندازد که شامل بازی بخشی از دوست پسر دخترش است ، آکیترو چاره ای جز گرفتن آن ندارد. خواهر بهترین دوستش ایروها ، که او را بی امان آزار می دهد ، به اخبار فکر خواهد کرد؟
(منبع: J-Novel Club)
خلاصه داستان: همه به تنهایی پس از پایان روزها ، دو دختر از طریق ویرانه های خالی ژاپن دوچرخه می گیرند - و آنها قصد ندارند اجازه دهند که فروپاشی تمدن در راه گشت و گذار باشد! حتی وقتی جهان به پایان می رسد ، سفر آنها ادامه می یابد.
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: افراد مبتلا به ماموتارو و خون اونی که از طریق رگ های خود می روند ، رقابت دیرینه ای را حفظ می کنند. Oni بی دقتی ، بثورات و بی نظمی است ، در حالی که Momotarou از دنیای بشر در برابر ONI غیرقابل کنترل محافظت می کند. Shiki Ichinose یک نوجوان بی پروا و غیرمسئولانه است که از مخالفت خود آگاه است و حتی به اخراج خود از مدرسه افتخار می کند. علی رغم نگرش عصیانگر شیکی ، پدر پرورش دهنده وی ، Tsuyoshi ، عمیقاً به او اهمیت می دهد.
عشق فداکارانه Tsuyoshi به زودی در یک حادثه انفجاری نشان داده می شود که یک ماموتارو در جستجوی شیکی می کند. به عنوان یک خود مادوتارو ، Tsuyoshi سالهاست که شیکی را پنهان می کند و ریشه های Oni خود را حتی از او مخفی نگه می دارد. در حالی که او جان خود را برای نجات شیکی و اعتراف به همه چیز در نفس در حال مرگ خود می گذارد ، خون اونیی شییکی برای اولین بار بیدار می شود و او را به یک هیولا ناعادلانه که با خشم و عطش انتقام جویی سرریز می شود ، تبدیل می کند.
طغیان لحظه ای Shiki توجه Naito Mudano ، معلم ONI را در آکادمی Rakshasa - یک موسسه برای Young Oni که نیاز به درک و تکمیل قدرت خود دارند ، جلب می کند. قبل از اینکه شیکی بتواند از پدرش انتقام بگیرد ، باید یاد بگیرد که ماهیت سرسخت و تحریک آمیز خود را کنترل کند و مهمتر از همه ، با خون شیطانی خود بجنگد.
[نوشته شده توسط Mal Rewrite]
خلاصه داستان: یک نبرد رویال بین ابرانسان ها برای عنوان X، عنوان محبوب ترین قهرمان اتفاق می افتد....
این دنیایی است که قهرمانان توسط اعتماد مردم ایجاد می شوند و قهرمان که بیشترین اعتماد را کسب کرده است به عنوان X شناخته می شود - در این جهان ، اعتماد مردم را می توان با داده ها محاسبه کرد و این ارزش ها بر مچ دست همه منعکس می شود.