خلاصه داستان: نائوئه کان، یک ماساژدرمانگر است که با یک بیمار عجیب آشنا می شود: یک بانوی دوست داشتنی با گوش های نوک تیز و چشم های زمرد که عاشق غذاهای ناسالم است. وسواس او را فراگرفته است و حالا نائو باید به او کمک کند تا وزن کم کند...
خلاصه داستان: اوکومورا، رئیس کلوپ مانگای مدرسه، ادعا می کند هیچ علاقه ای به دختران واقعی ندارد. او شیفته یک شخصیت مانگای معروف به لیلیل است. حالا سال تحصیلی جدید شروع شده و یک دختر واقعی به نام ریریسا که به کازپلی علاقه مند است به باشگاه وارد می شود. ریریسا اوکومورا را متقاعد می کند تا عکاس او شود و ...
خلاصه داستان: "کیسوکه نیجیما" 10 سال tfg همسر محبوبش تاکائه را از دست داد. از آن زمان، او احساس زنده بودن نمی کند و به مردی عبوس تبدیل شده. تنها فردی که برای کیسوکه باقی مانده تنها دخترش مای است. کیسوکه میخواهد مای خوشحال باشد، اما او جز تامین هزینههای زندگی، کاری برای دخترش انجام نداده است و ارتباط خوبی با هم ندارند. روزی، یک دختر دبستانی در مقابل خانه نیجیما ظاهر می شود و ادعا می کند که او تناسخ تاکائه است...
خلاصه داستان: هیتویوشی یوکویا دانش آموز دبیرستانی است که تنها زندگی می کند. روزی دختری غریبه در خانه او را می زند و پیشنهاد می کند که خدمتکار او شود. او اطلاع میدهد که یک قاتل سابق است، که این موضوع هیتویوشی را عصبی می کند. اما وقتی مهارتهایش، او را از زیر گرفتن کامیون نجات میدهد، هیتویوشی در نهایت تصمیم میگیرد او را با خود ببرد.
اما دختر مرموز در واقع هیچ مهارت خانگی ندارد و تنها تخصص او ترور است..
خلاصه داستان: آلیشیا دختر بزرگ خانواده نجیب ویلیامز با موهای سیاه و چشمان طلایی است که منحصر به فرد ترین ویژگی او بدون شک زبان تیز و طبیعت بدخواهش است. به هر حال، او یک شخصیت شرور است، همچنین یک شخصیت خیالی از یک بازی otome ...
خلاصه داستان: جیل ساول - نامزد ولیعهد جرالد و معروف به "بانوی الهه جنگ" - توسط همان کشوری که قسم خورده بود از آن محافظت کند شکار می شود. او که توسط نامزدش خیانت شده است، به عنوان یک خائن شناخته می شود و به زندان می افتد. جیل در آخرین لحظاتش پر از حسرت است، اما درست با نزدیک شدن به مرگ، در شش سال قبل بیدار می شود!
حالا جیل به عنوان یک دختر 10 ساله تصمیم می گیرد از نامزدی قریب الوقوع خود با شاهزاده فرار کند. به همین دلیل، او به شوخی عشق خود را به امپراطور اژدها هادس تئوس ریو 19 ساله ابراز می کند که روزی به دلیل جنون، زمین را به خون آغشته خواهد کرد. اما برخلاف انتظارات...
خلاصه داستان: یک روز، بعد از اینکه یوکی فکر میکند استریم خود را به پایان رسانده ، در حین تماشای آرشیو ویدیوی Live-On، چند شوخی سرد و بیحساب میکند. اما بینندگانش همه آنها را میشنوند و کلیپهایی اخلاق بد و مستی او یک شبه در فضای مجازی پخش میشود. یوکی فکر میکند حرفهاش به پایان رسیده است... تا اینکه مدیرش فاش میکند که ..
خلاصه داستان: سیاه چال کاوش نشده ای پر از هیولاها و تله های فراوان وجود دارد.
یک دزد خبره که به دنبال پدر گمشده اش می گردد به این سیاه چاله می رود، ودر کمال تعجب، سرایدار سیاه چال به او پیشنهاد کار می دهد...
حالا او باید یاد بگیرد که چگونه با هیولاهای جدید روبرو شود، تله بگذارد و لجنها را در اطراف سیاهچال قرار دهد...
خلاصه داستان: تاماکو به مصاحبه در یک فروشگاه رامن که تنها توسط گربه ها اداره می شود، می رود. وقتی مدیر گربه از او میپرسد که آیا گربهها را دوست دارد، تاماکو اعتراف میکند که او بیشتر به سگ علاقه مند است...
اما شرح شغل او کاملاً آن چیزی نیست که انتظار دارد ...