خلاصه داستان: هانا در جزیره کوچک Tonakijima با جمعیت 600 نفر زندگی می کند و عاشق خواندن برای کودکان جزیره است. میزوکی در مدرسه، متوجه استعداد هانا برای درگیر کردن دیگران از طریق داستان سرایی اش می شود و او را دعوت می کند تا به باشگاه بپیوندد. در حالی که هانا این سفر جدید را آغاز می کند، "اولین" های زیادی را با اعضای باشگاه جربه می کند و ...
خلاصه داستان: هیچ کس نخواست که گربه باشد!
یک شوالیه پس از مرگ در مبارزه با نیروهای شیطانی، شوکه می شود و متوجه می شود که به جای اینکه دوباره به عنوان یک قهرمان بشریت متولد شود، زندگی جدید خود را به عنوان یک غول بزرگ - یکی از قدرتمندترین هیولاهای جهان آغاز می کند! تنها مشکل این است که یک بچه غول بسیار شبیه به یک گربه خانگی شایان ستایش است؟! وقتی یک ماجراجوی زیبای جن او را از آستانه مرگ نجات می دهد، همه چیز گیج کننده تر می شود تا اینکه او را تمام کند. سفر گیج کننده این خانه گربه-اسلش-شوالیه تازه شروع شده است...
(منبع: ین پرس)
خلاصه داستان: لهستان قرن پانزدهم - افراد بخاطر طرز فکر و عقایدشان در آتش سوزانده می شوند. رافال، یک کودک اعجوبه، در رشته الهیات دانشگاهبا مردی مرموز آشنا می شود و در میان ایده های بدعت آمیز شروع به تحقیق در مورد یک "حقیقت" بالقوه می کند...
خلاصه داستان: یک پزشک و بیمارش که اخیراً درگذشته است، به عنوان دوقلو در یک بت موسیقی مشهور ژاپنی متولد می شوند و با بزرگ شدن در کنار هم در طول زندگی خود، در اوج و فرودهای صنعت سرگرمی ژاپن حرکت می کنند...
خلاصه داستان: در شهر کوروزو-چو، کری گوشیما با خانواده اش زندگی نسبتاً عادی دارد. هنگامی که او یک روز برای ملاقات با دوست پسرش، شوئیچی سایتو به ایستگاه قطار می رود، پدرش را می بیند که در یک کوچه به صدف حلزون خیره شده است. او بدون اینکه فکرش را بکند، ماجرا را به شوویچی یادآوری می کند، او می گوید که پدرش اخیراً رفتارهای عجیب و غریبی داشته است. شوئیچی تمایل فزاینده خود را برای ترک شهر با کری آشکار می کند و می گوید که شهر به مارپیچ آلوده شده است.
اما وسواس پدرش به شکل به زودی مرگبار می شود و زنجیره ای از وقایع وحشتناک و غیرقابل توضیح را آغاز می کند که باعث می شود ساکنان کوروزو-چو به سمت جنون بروند.
خلاصه داستان: "کیسوکه نیجیما" 10 سال tfg همسر محبوبش تاکائه را از دست داد. از آن زمان، او احساس زنده بودن نمی کند و به مردی عبوس تبدیل شده. تنها فردی که برای کیسوکه باقی مانده تنها دخترش مای است. کیسوکه میخواهد مای خوشحال باشد، اما او جز تامین هزینههای زندگی، کاری برای دخترش انجام نداده است و ارتباط خوبی با هم ندارند. روزی، یک دختر دبستانی در مقابل خانه نیجیما ظاهر می شود و ادعا می کند که او تناسخ تاکائه است...
خلاصه داستان: شاهزاده خانم یاکوزا که در پناه اوزاکا قرار دارد با اکراه با وارث جنایتکار و جذاب اما سادیستی توکیو ازدواج می کند تا خانواده های متخاصم را متحد کند...
خلاصه داستان: "مانجی" شمشیرزن جاودانه ای است که با زندگی ابدی نفرین شده است. او از زندگی همراه با ایجاد مرگش خسته شده و هیچ مهارت دیگری غیر از کشتن ندارد. بنابراین نقشه ای را برای بازیابی مرگ و میر خود شکل می دهد: او به ازای هر فرد خوبی که کشته است ، صد انسان شر را می کشد...
خلاصه داستان: تاکوما مردی مجرد است که کاری جز رفتن سر کار و بازگشت به خانه ندارد. او که از انجام کارهای روزمره خسته شده، تصمیم می گیرد از یک ربات برای آشپزی و نگهداری خانه استفاده کند.
"مینا چان" آنقدر خانه دار خوبی است که تاکوما به شوخی می گوید که باید همسرش شود. مینا شوخی تاکوما را جدی می گیرد و به آرامی..