خلاصه داستان: بدبختی در زندگی میو سایموری جاودانه به نظر می رسد. پس از مرگ غم انگیز مادرش به سرعت کنار گذاشته شد. پدرش دوباره ازدواج کرد و خواهر ناتنی کوچکترش کایا همه محبت را دریافت کرد، در حالی که میو به یک خدمتکار حقیر تنزل یافت. میو به دلیل نداشتن قدرت مبارزه با آزار خانوادهاش، امیدش را از دست میدهد که شانس او همیشه تغییر کند.
به طور غیرمنتظره ای، پدر میو او را احضار می کند تا خبر غافلگیرکننده ای را ارائه دهد: او قرار است با کیوکا کودو، رئیس خانواده برجسته کودو ازدواج کند. کیوکا علیرغم پیشینه نجیب خود، به عنوان مردی سنگدل شناخته می شود که تاکنون همه نامزدهای سابق خود را اخراج کرده است.
به محض رسیدن به خانه کودو، میو انتظار دارد رفتاری خشن داشته باشد و کنار گذاشته شود. با این حال، برخلاف تصوراتش، کیوکا به او مهربانی و محبتی را نشان می دهد که به شدت به آن نیاز داشت...
خلاصه داستان: هنگامی که آژیرهای هشدار در انجمن روح به صدا در می آید، ناگهان صلح از بین می رود. ساکنان بدون هیچ نشانی ناپدید می شوند و هیچ کس نمی داند چه کسی پشت آن است. در همین حال، تاریکی به ایچیگو و دوستانش در شهر کاراکورا نزدیک می شود....
خلاصه داستان: اقتباس متحرک NieR: Automata (2017)، جایی که یک جنگ طولانی مدت در زمین پسا آخرالزمانی بین اندروید و ماشین ها به زودی حقیقت جهان را آشکار می کند.
خلاصه داستان: هایاتو کاسوکابه، پس از مرگ مادربزرگش به توکیو برمیگردد و کافه او را به ارث میبرد. او قصد دارد کافه را خراب کند و تبدیل به پارکینگ کند، اما متوجه می شود که مادربزرگش قبل از مرگ پنج دختر را به خانه برده است...
خلاصه داستان: با پایان یافتن مراسم فارغ التحصیلی در دبیرستان کاتاگیری، کیوکو هوری، دوست پسرش ایزومی میامورا و دوستانشان شروع به نگاه کردن به دوران دانشجویی خود می کنند. لحظاتی که آنها با هم به اشتراک گذاشتند ممکن است زودگذر باشد، اما هر کدام تکه ای رنگارنگ از خاطرات ارزشمند آنهاست.
[نوشته شده توسط MAL Rewrite]
خلاصه داستان: ناروتو یک نینجای جوان بود که به رویای خود یعنی تبدیل شدن به قویترین و برترین نینجای دهکده خود رسید و سرانجام چهرهی صورت او را به عنوان هوکاگه در کنار دیگر هوکاگه ها قرار دادند. اما داستان انیمه Boruto Naruto Next Generations متعلق به ناروتو نیست بلکه درباره نینجاهای جوانی از نسل جدید است که آمده اند تا جا پای او بگذارند و اتفاقاً سر دسته آنها پسر ناورتو، یعنی بروتو است...
خلاصه داستان: سه سال پس از جنگ، ماهیتو ماکی مادرش را در یک آتش سوزی غم انگیز در بیمارستان از دست می دهد. مدت کمی بعد از آن، پدرش با ناتسوکو، خواهر کوچکتر مادرش ازدواج کرد. آنها ماهیتو را از توکیو خارج می کنند تا به خانه روستایی مادرش پناه ببرند. در آنجا، ماهیتو مدام مورد تمسخر یک حواصیل (مرغ ماهی خوار) خاکستری عجیب و غریب قرار می گیرد که به نظر می رسد به او علاقه مند شده ...