خلاصه داستان: تایکی اینوماتا، دانش آموز سال سوم دبیرستان در آکادمی Eimei، پس از پیوستن به تیم بدمینتون دبیرستان، سعی می کند هر چه زودتر در تمرینات آزاد شرکت کند. اما هر چقدر هم تلاش کند، همیشه فردی که یک قدم جلوتر از اوست چیناتسو کانو است، دانشجوی سال اول دبیرستان که عاشق تایکی است...
چیناتسو ستاره نوظهور تیم بسکتبال است و شکاف بین او و تایکی نمی تواند بیشتر باشد. اگرچه تایکی یک بدمینتونباز خوب است، اما محبوبیت او به چیناتسو نزدیک نیست، و ..
خلاصه داستان: "هاجیمه ناگومو" 17 ساله یک اوتاکوی عادی است، اما زندگی ساده او پس از شب بیداری و خوابیدن در مدرسه ناگهان تغییر می کند،و با بقیه کلاس، به دنیایی فانتزی احضار می شود. با آنها مانند قهرمانان رفتار می شود و وظیفه نجات بشریت از انقراض به او سپرده می شود. اما رخدادی که به نظر آرزوی هر اوتاکویی می آید تبدیل به کابوسی برای هاجیمه می شود. و در حالی که همکلاسی هایش قدرت های خداگونه ای کسب می کنند، کار هاجیمه تنها یک مهارت تغییر شکل دارد و همکلاسی ها او را به خاطر ضعف مسخره می کنند و ...
خلاصه داستان: هیچ کس نمی داند که توراکو قبلاً یک خلافکار بوده و همکلاسی هایش او را به عنوان یک دانش آموز کامل می شناسند. اما همه چیز با ورود نوکوتان، دانشجوی انتقالی شاخدار، تغییر می کند. بینی او می تواند گذشته مخفی توراکو را بو کند! ...
خلاصه داستان: ناتسومه تاکاشی کتابی را که متعلق به مادربزرگ مرحومش بوده به ارث می برد، متوجه می شود که کتاب مملو از نام ارواح است که او شکست داده و به وصیت او وابسته است. سپس تصمیم می گیرد نام آنها را برگرداند تا بتوانند یک بار دیگر آزاد شوند.
ناتسومه تاکاشي از کودکي قادر بود ارواح را ببيند، اما مخفي نگهداشتن اين توانايي، زندگي را برایش مشکل کرده بود. اما زماني که تاکاشي کتابي را از مادربزرگش به ارث ميبرد، همه چيز تغيير ميکند.
او متوجه میشوند که مادربزرگش، قدرتي مانند او داشته و ميفهمد چرا هميشه ارواح خوب و بد به سراغ او ميآيند.“کتاب دوستان” به او اجازه ميدهد ارواح ليست شده در صفحات آن را کنترل کند، “ناتسومه” سفري را به همراه محافظ خود، “مادارا”، روح بدنام، در پيش ميگيرد تا ارواح را آزاد کند...
خلاصه داستان: در آینده ای نزدیک، بخش زیادی از تمدن بشری به زیر آب رها شده است. ایکاروگا ناتسوکی، پسری که چند سال پیش مادر و پای خود را در یک تصادف از دست داده بود، سرخورده از زندگیدر شهر به خانه قدیمی روستایی خود که در نیمه دریاست می رود.
آتری نیز یک ربات است، اما ظاهر و عواطف او هر کسی را فریب می دهد و فکر می کند که او یک انسان زنده است...
خلاصه داستان: نائوئه کان، یک ماساژدرمانگر است که با یک بیمار عجیب آشنا می شود: یک بانوی دوست داشتنی با گوش های نوک تیز و چشم های زمرد که عاشق غذاهای ناسالم است. وسواس او را فراگرفته است و حالا نائو باید به او کمک کند تا وزن کم کند...
خلاصه داستان: در شهر کوروزو-چو، کری گوشیما با خانواده اش زندگی نسبتاً عادی دارد. هنگامی که او یک روز برای ملاقات با دوست پسرش، شوئیچی سایتو به ایستگاه قطار می رود، پدرش را می بیند که در یک کوچه به صدف حلزون خیره شده است. او بدون اینکه فکرش را بکند، ماجرا را به شوویچی یادآوری می کند، او می گوید که پدرش اخیراً رفتارهای عجیب و غریبی داشته است. شوئیچی تمایل فزاینده خود را برای ترک شهر با کری آشکار می کند و می گوید که شهر به مارپیچ آلوده شده است.
اما وسواس پدرش به شکل به زودی مرگبار می شود و زنجیره ای از وقایع وحشتناک و غیرقابل توضیح را آغاز می کند که باعث می شود ساکنان کوروزو-چو به سمت جنون بروند.
خلاصه داستان: اوکومورا، رئیس کلوپ مانگای مدرسه، ادعا می کند هیچ علاقه ای به دختران واقعی ندارد. او شیفته یک شخصیت مانگای معروف به لیلیل است. حالا سال تحصیلی جدید شروع شده و یک دختر واقعی به نام ریریسا که به کازپلی علاقه مند است به باشگاه وارد می شود. ریریسا اوکومورا را متقاعد می کند تا عکاس او شود و ...